22004925 - 021

اگر این 6 ویژگی را دارید طلاق در کمین شما است!

اگر این 6 ویژگی را دارید طلاق در کمین شما است!

به گزارش گروه وبگردی مرکز مشاوره مکث، کلمه طلاق گفتن یکبارش هم در زندگی می تواند آثار مخرب زیادی به همراه داشته باشد، حتی اگر به مرحله اجرا هم نرسد، می تواند آثار منفی خود را بر زندگی مشترک بگذارد. یکی از راهکارهاییکه می شود برای جلوگیری از ایجاد این شرایط به کار برد، بالا بردن مهارت های ده گانه زندگی است.

همه ما رفتارها و عادتهای بدی داریم، اما شناختن بدترین عادت ها و رفتارهایمان به ما کمک میکند که در برابر اشتباهاتمان پاسخ گو پاسخ گو باشیم. از لحاظ دیگر، با تلاش برای بهتر شدن، ما می توانیم ترس از طلاق را از ذهن خود پاک کنیم و روی آینده و شادیهایی که ازدواج با خودش به همراه می آورد، متمرکز و پاسخ گو شویم. در این مطلب شما را با پنج خلقو خوی متداولی که به گفته روانشناسان می تواند به طلاق بینجامد، آشنا می کنیم.

فاجعه سازی از مسائل کوچک

این ویژگی اخلاقی که باعث میشود فرد از کوچیکترین مشکل بزرگترین فاجعه ها را تعریف کند، می تواند آرام آرام یک زندگیخوب را به نابودی بکشاند. در بیشتر موارد، اتفاقاتی که روی می دهد، موضوعات کوچکی هستند، اما اضطراب، افسردگی، وسوواس و مشکلات جنسی یکی از زوجها آن ها را بزرگ می کند و مشکلی به وجود می آورد که بسیار بزرگتر از مشکل اصلی است. یک وکیل خانواده مستقر در کانادا چند وقت پیش در اظهارنظری عجیب و جالب گفته است، پرونده ای داشته است که در آن ها یک زوج به خاطر فراموش کردن گرفتن کت و شلوار از خشک شویی از هم طلاق گرفته اند. او در این باره گفته: خیلی اوقات یک موضوع پیش پا افتاده باعث می شود افراد سراغ طلاق بروند، اما بعد از طلاق متوجه می شوند که زیاده روی کرده اند.

توجه زیاد از حد

مراقبت و توجه زیاذی و یا افراطی یکی از زوجین به همسر زندگی اش، نشانه فاصله عاطفی و در عین حال، روشی نامحسوس برای کنترل کردن وی است. این موضوع می تواند به دلخوری، رنجش، و انزوا و ترس فد مقابل بدل شود و در انتها مسیر طلاق را هموار کند. پیامی که این مراقبت افراطی در ابتدا منتقل می کند این است: «من به تو توجه زیادی دارم، چون برایت اهمیت قایلم.» و در نهایت با این پیام خاتمه پیدا می کند: «من در مقابل توجهی که به تو دارم قدردانی و توجه متقابل دریافت نمی کنم بنابراین تو ارزشش را نداری». دکتر مارک زاکربرگ، روان شناس عمومی و نویسنده کتاب سلامت روانی خانواده در روابط زناشویی می گوید: «توجه بسیار زیاد و مراقبتهای افراطی، یک مانع بزرگ در برابر ایجاد روابط متقابل و احساس برابری در روابط زوجین است. همچنین از برقراری صمیمیت و همدلی جلوگیری می کند و باعث می شود افراد در رابطه خود احساس انزوا کنند.

خودشیفتگی مرد یا زن

امکان طلاق در افراد خودشیفته بسیار زیاد است. خودشیفتگی باعث می شود میان نقش های زناشویی تعادل برقرار نشود. یک فرد خودشیفته هیچگاه نمی تواند. در بسیاری از موارد، وقتی اشتباهی رخ میدهد یا هر نوع اختلاف دیگری ایجاد می شود، او هرگز خودش را سرزنش نمی کند و همیشه تمایل دارد نقش قربانی را بازی کند. افزون بر این، افراد خودشیفته همیشه خواهان تماشاچیانی هستند که بتوانند برای آن ها نقش قربانی را بازی کنند. بنابراین افراد دیگری را نیز وارد مشکلات خود می کنند. در نتیجه شریک زندگی این افراد هیچگاه احساس امنیت نمی کند. زیرا همیشه موضوعات محرمانه خانوادگی اش در اختیار دیگرانی قرار می گیرد که می توانند گوشی برای شنیدن داشته باشند.

تودار بودن و درونگرایی

وجود اختلاف نظر میان زوج ها اجتناب ناپذیر است، اما مهم این است که دو طرف، مشکلاتشان را با یکدیگر در میان بگذارند. اگر این کار به طور موثری انجام شود، به حل شدن مشکلات و بهبود روابط همسران کمک قابل توجهی می کند. حرف نزدن در باره مشکلات می تواند مشکلات را بسیار عمیق تر کند. دکتر «نیکی گلدشتاین»، کارشناس روابط همسران معتقد است، روابط زناشویی بدون این که دو طرف آمادگی تمرکز روی کار سخت گفتگو درباره مشکلات را داشته باشند، نجات پیدا نمی کند.

شاید جالب به نظر برسد که کلمه مشاوره پیش از طلاق یک اتفاق بسیار مؤثر در طلاق هایی که امکان وقوع دارد است. یا میتواند در طلاق های نا به جا که ممکن است اتفاق بیافتد، با دوره هایی از مشاوره به ازدواجی پایدار مبدل شود بسیار اثر گذار باشد.

مشاوره پیش از طلاق چه تأثیری در روابط زوجین دارد؟

زمانی که زوجی به این اتفاق نظر میرسند که دیگر نمیتوانند در کنار یکدیگر با تفاهم ازدواج خود را ادامه دهند. یا در کنار یکدیگر نمیتوانند آرامش لازم را داشته باشند و موجبات خشم و نارضایتی را در یکدیگر به وجود میآورند قطعاً پیش از هر اقدامی نیازمند مشاوره پیش از طلاق هستند.

چه زمانی یک ازدواج رشد میکند؟

اگر بخواهیم ملزومات یک رابطه سالم و رو به رشد را در نظر بگیریم باید بدانیم حفظ چندین اصل در آن الزام زوج ها در کنار یکدیگر باید با صداقت تمام رفتار کنند، آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است اگر اثر مخربی در رابطه فعلی زوج ها نداشته باشد باید در گذشته باقی بماند و نیاز به کنکاش بیش از حد ندارد. اما پس ازازدواجهر آنچه که مربوط به خود فرد و طرف مقابل او و خانواده او است باید در صداقت تمام مطرح شود.

شفافیت

یکی از پایه های اساسی صداقت، شفافیت است. لازم است بدانیم در یک رابطه پایدار، زوج ها نیازمند شفافیت به معنای مواجه روشن ما با خودمان و خواسته های قلبیمان دارند. اگر بدانیم چه میخواهیم و به دنبال چه چیزی هستیم قطعاً با خودمان شفاف عمل کرده ایم و در پذیرش خودمان متعهدانه عمل کرده ایم. بنابراین میتوانیم با زوج خود نیز واضح و با روشنی عمل کنیم.

رازداری

یکی از مهمترین ضوابط ازدواج رازداری بین طرفین است. رازداری به معنای حفظ رازها و آنچه که بین زوج ها در جریان است میباشد. به طور مثال هیچ زوجی نمیتوانند بدون حضور دیگری و بدون خواسته قلبی دیگری مطلبی از رابطه بین فردیشان را حتی برای خانواده شان و پدر و مادرشان مطرح کنند. رازداری در یک رابطه دو نفره یک اصل است و این اصل باید حفظ شود زیرا باعث رشد یک رابطه میباشد.

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی، تلخی های مدام در زندگی، مرور گذشته هایی که اثر مثبتی در زندگی افراد ندارند و ایجاد ذهنیتی که در آن و بوسیله آن هر فردی خود را مستقل و جدا از همسر خود میداند و مدام به دنبال راهی برای وقت صرف کردن با خلوت خود و یا فرد سوم است. این نشانه ها از طلاق عاطفی پس از ضربه هایی که منجر به بحث و دعواهای شدید شود، حتما منجر به طلاق واقعی بین زوج ها میشود. صحبت کردن در حضور یک متخصص میتواند جلوی نشانه های طلاق عاطفی را بگیرد و راهی برای یک زندگی با نشاط و سالم و در حال رشد را جلو پای ما گذارد.