22006198 021

ارتباط بین خودشیفتگی و عزت نفس

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(6 رای)
ارتباط بین خودشیفتگی و عزت نفس

آیا یک فرد مانند مصرف بیش از حد ویتامین آ میتواند عزت نفس بیش از حد داشته باشد. فکر میکنید که میزان اضافی عزت نفس را میتوان از بین برد؟ درک عام از عزت نفس، بدلیل کاربرد بیش از حد آن دچار ابهام شده است. عزت نفس قطعا مهم است اما ما این تصور نادرست را ایجاد کرده ایم که والدین باید بطور مداوم به فرزندان خود پاداش دهند و از آنها تمجید کنند در حالیکه این روش تاثیری ندارد. عزت نفس سالم از داشتن والدینی ناشی میشود که از لحاظ جسمی و عاطفی در دسترس فرزندان هستند و محدودیتهای مناسبی را برای رفتار خود تعیین میکنند. در حالیکه به آنها کمک میکنند تا به مرورِ زمان استقلال خود را نیز بدست آورند. میتوان گفت تمرکز روی یک رابطه سالم با کودک باشد، نه تمرکز روی هدف.

گاهی انتقاد کنندگان، والدینی را که عزت نفس را در فرزندان خود ایجاد کرده اند را مورد سرزنش قرار میدهند، زیرا عزت نفس را با غرور برابر میدانند. در حالیکه غرور یا خود محوری در انسان میتواند مشکل ایجاد کند. نمونه بارز آن دونالد ترامپ است که پس از انتشار یک کپی از شناسنامه اوباما گفت: «امروز به خودم بسیار افتخار میکنم که رئیس جمهور را مجبور کردم مدرک تولدش را ارانه کند». من او را وادار کردم تا کاری را انجام دهد که هیچکس دیگری نمیتواند او را مجبور به آن کند و بخاطر آن اعتبار زیادی کسب کرده ام. من چیزی از خودم نمی سازم. بگذارید چیزی به شما بگویم. من خدمت بزرگی برای مردم آمریکا کرده ام».

عزت نفس یا خود شیفتگی

مطالعات جدید توسط روانشناسان نشان میدهد که بروز خودشیفتگی در موسیقی نیز افزایش یافته است و آن اینست که گرایش در شعر و ترانه به سمت استفاده بیشتر از «من» و کاهش «ما» بوده است. به نظر شما همه میخواهند در مرکز توجه باشند؟ برخی بجای خودشیفتگی، به افزایش خودافشایی اشاره میکنند. بدین صورت که نوجوان امروزی، خودمحوری بیشتری نسبت به نسلهای قبل ندارد و این خودافشایی بدلیل رفتارهای صادقانه او میباشد. اما این مطالعه با یافته های دیگری که نشان دهنده افزایش میزان خودشیفتگی در طی چندین دهه است، سازگار است.

پیشنهاد میکنیم بخوانید: عشق و نفرت و ارتباط با آن با عزت نفس

خودشیفتگی و ارتباط آن با افسردگی و عزت نفس

خودشیفتگی، میزان تنهایی و افسردگی را در افراد افزایش میدهد. این منطقی است که ایجاد رابطه بالغانه نیاز به درک دو جانبه دارد، اینکه هیچ یک از طرفین بر دیگری ارجحیت ندارد. وقتی یکی از طرفین خود محور باشد، هیچ رابطه متقابلی بوجود نمی آید. خودخواهی دیگران را از شما دور میکند و در نتیجه منجر به تنهایی میشود. قطع ارتباط معنادار با دیگران راهی به سوی افسردگی است.

علاوه بر خود محوری یا خودشیفتگی، آنچه که باعث نگرانی مطالعات علمی شده اینست که استفاده از کلمات خصمانه نیز افزایش یافته است. ترکیب این دو در فرد ناپایداری بوجود می آورد. پیش از این، روانشناسانِ شخصیت نیز اثبات کردند که اشعار ترانه های خشونت آمیز منجر به افزایش افکار و احساسات پرخاشگرانه میشود. قرار دادن نوجوانان خودشیفته در معرض اشعارِ ترانه های خشونت آمیز، نمیتواند اتفاق خوبی باشد. فرد خودشیفته احساس میکند که حق دارد هر کاری را که میخواهد انجام دهد، زیرا او مرکز جهان است و از هر کس دیگری مهمتر است.

پیشنهاد میکنیم انجام دهید: تست آنلاین میزان توانمندی و خودوشکوفایی

همه میدانند که عزت نفس مهم است اما عزت نفس میتواند به بیراهه نیز برود. نکته کلیدی این است که میتوانید عزت نفس را با همدلی تعدیل کنید. این کمک میکند تا فردی که احساس شایستگی و اعتماد به نفس میکند، به فردی مسئولیت پذیر که در عین حال به دیگران اهمیت میدهد، نیز تبدیل شود. افراد با عزت نفس پایین خود را قربانیانی میدانند که احساس مسئولیت در قبال وظایف اخلاقی شان ندارند.

عزت نفس سالم از افراد در برابر اضطراب محافظت میکند. گواه این مطلب، نظریه مدیریت وحشت است که این موضوع را تایید میکند. نگرانی در مورد آسیب پذیری و مرگ و میر فقط یک نگرانی نیست، بلکه عمیق ترین ترس ماست. احساس خود ارزشمندی، حساسیت به اضطراب را تا حد زیادی کاهش میدهد. زیرا احساس امنیت را بوجود می آورد که ابتدا توسط والدین آگاه ایجاد میشود. در حالت ایده آل، بعداً توسط یک جامعه منصف تقویت میشود. من با کسانی که میگویند عزت نفس بیش از حد یک مشکل است مخالفم. امکان ندارد عزت نفس بتواند بیش از حد باشد، همانطور که نمیتوانید خیلی سالم باشید. اما در مورد افرادی که فکر میکنند سالم هستند و از خود مراقبت نمیکنند مشکلاتی وجود دارد.

اعتماد به نفس کاذب

حتما برایتان پیش آمده است که با افرادی برخورد کرده اید که فکر میکنند:

  • شایستگی بیشتر از آنچه واقعا هستند، دارند.
  • ماهرتر از آنچه واقعا هستند یا دوست داشتنی تر از آنچه واقعا هستند. میباشند.

میبینید کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، مشکلات بسیار بیشتری ایجاد میکنند. فرد زورگو و قربانی، از اینکه به خودشان فکر نمیکنند، رنج میبرند. زورگو، احساس بی ارزشی خود را با خشونت جبران میکند. فرد قربانی نیز هیچ گاه در برابر خشونت مقاومت نمیکند. گاهی، گروه های مردمی به این دلیل فعالیت میکنند که چرا این افراد به خودشان اهمیت نمیدهند و به فکر خودشان نیستند.

غرور یا عزت نفس

غرور یعنی اینکه که فکر کنیم بیش از دیگری دارای اهمیت هستیم. عزت نفس این است که فکر کنید به اندازه دیگران شایسته هستید. عزت نفس به شما اجازه میدهد با دیگری برقصید. غرور باعث میشود که بخواهید به تنهایی برقصید. میتوان نتیجه گرفت که جامعه جایی است که عمیق ترین خوشنودی و رضایتمندی مان را در آن پیدا میکنیم. پس نمیتواند با غرور یا عزت نفس پایین همراه باشد. اما عزت نفس تنها یک بخش اساسی برای ایجاد ارزشهای شخصی و سیاست ارتباطی است. بخش دیگر همدلی است. هم ذات پنداری با افرادی که کمتر خوش شانس هستند، رویِ دیگر ماجراست. کوتاهی هایی که در تربیت فرزند در نسل گذشته وجود دارد، تربیت کودکانی نیست که بیش از حد به خود فکر میکردند، بلکه تربیت کودکانی بوده که کمتر به دیگران فکر میکردند.

داشتن احساس خوب نسبت به خود به عنوان یک شخص و قابل قبول بودن به شما این امکان را میدهد که با احساس هدف، معنا و ارزش در زندگی خود حرکت کنید. برای بدست آوردن این احساس، بهتر است خود را جزو اعضای ارزشمند جامعه ای بدانید که اهمیت معنوی دارد. چنانچه گفته شد، شفقت و دلسوزی، کمک و همدلی کلید درک ارزش های تان هستند. زمان به سرعت میگذرد، از این فرصت عالی استفاده کنید تا از زمانی که در اختیار دارید و افرادی که لحظات تان را با آنها به اشتراک میگذارید استفاده کنید. بنابراین ایجاد عزت نفس، یعنی درک فراتر از خودتان، احساس مسئولیت در اجتماع، رفاقت و برابری در بین همنوعانتان.

افزودن نظر:
captcha