ورود / عضویت
021-22004925
تعیین وقت مشاوره
مرکز مشاوره مکث
تعیین وقت مشاوره

سوگ ناتمام و احساس گناه

سوگ ناتمام و احساس گناه

هر فردی در زندگی خود با از دست دادن هایی مواجه شده است که در آن حالت احساس کرده است دیگر توانایی تحمل غم را ندارد که به اصطلاح به آن سوگ ناتمام می گویند.

تعریف سوگ

سوگ به احساس ناخوشایندی گفته میشود که حاصل از دست دادن عزیزی است که به او تعلق خاطر داشته ایم. احساس سوگ غم و ناامیدی زیادی را به همراه دارد.

گذراندن دوره سوگ

یکی از مهمترین دوره هایی که هر فرد سوگواری باید در آن احساس های ناخوشایند خود را طی کند دوره سوگواری است. بودن در مراسم سوگواری و مواجه شدن با آنچه که اتفاق افتاده است هر چند دردناک میتواند این هوشیاری را به فرد بدهد که زمان در حال گذشتن است.

سوگ ناتمام

یک اشتباه بسیار ترمیم نشدنی در سوگواری ها، دور کردن فرد عذا دار از مرحله های سوگواری است. شرایط سوگواری و بودن در جمعی که همراه او هستند به عنوان حامی های معنوی فرد سوگوار میتوانند احساس غم، ‌رنج و اندوه او را کاهش بدهند و احساس آرامش درونی او را به عنوان کسی که تنها نمانده است، بالا ببرند.

مراحل سوگواری

این 5 مرحله، مراحلی هستند که فرد سوگوار اگر کامل آنها را طی نکند دچار سوگ ناتمام می شود.

1. انکار

فرد سوگوار نمیتواند قبول کند که عزیزی را از دست داده است و در احساس ناباوری قرار میگیرد.

2. خشم

فرد سوگوار دچار خشمی میشود که چرا این اتفاق باید برای او و اطرافیان او بیافتد و از خود و دیگران نیز خشمگین و ناراحت میشود.

3. چانه زنی

فرد سوگوار حاضر است هر چه دارد را بدهد تا به شرایط قبل باز گردد.

4. افسردگی

پس از طی مراحل قبل احساس ناباوری کمتر شده و فرد سوگوار به این نتیجه رسیده است که عزیز از دست رفته اش دیگر باز نمیگردد و به لاک خود فرو میرود و به دنبال تمام تنش های قبل، مرحله افسردگی را تجربه میکند.

5. پذیرش

مرحله پذیرش مهمترین بخش دوره سوگ است. لازم است هر فردی برای گذراندن یک دوره سوگ به مرحله پذیرش برسد و ماندن در هر مرحله ایی به غیر از پذیرش میتواند آسیب های جدی برای فرد سوگوار به دنبال داشته باشد. پذیرش اتفاقی که افتاده است و بودن در شرایط حال است.

/// شماره های تماس ///

در افرادی که دچار سوگ ناتمام می شوند به اتمام نرساندن دوره سوگ از لحاظ روانی است و دستیابی به یک تفکر وسواس گونه که با اتمام سوگ خود احساس گناه عمیقی را تجربه میکنند یا در ناخودآگاه خود معتقد هستند که اگر از این سوگ خارج شوم سوگ جدیدی را باید بپذیرم و متحمل رنج جدیدی خواهم شد.

بنابراین سوگ های ناتمام مسئله ایی هستند که قطعاً باید ریشه یابی روانکاوانه در آنها انجام شود تا فرد سوگوار خود را در شرایط بهبود قرار بدهد.

هوش هیجانی در سوگ ناتمام

سوگواری و گذشتن از مراحل سوگ قطعاً به میزان هوش هیجانی، تطبیق هر فرد و سازگاری او با شرایط و محیط اطراف او ارتباط مستقیم دارد.

افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند انگیزه های بیشتری برای ادامه زندگی و منطبق کردن خود با شرایط جدید دارند از این رو این افراد کمتر از کسانی که هوش هیجانی پایین تری دارند در شرایط سوگ ناتمام قرار میگیرند.

سوگ ناتمام تصمیمی ناخودآگاه است

شاید کمی پیچیده به نظر بیاید که ناخودآگاه فردی تصمیم بگیرد او را در سوگی ناتمام قرار بدهد و یا اصلاً چه کسی میخواهد در غمی تمام نشدنی باقی بماند.

نکته بسیار مهم در رسیدگی به مسئله سوگ ناتمام تفکرات زائد و خود تخریبی افراد سوگوار است و دستاوردی که از این احساس های مداوم دارند، است.

فرد سوگوار که  حتی پس از چندین سال نمیتواند خود را از مرحله سوگ بگذراند و به زندگی عادی بازگردد.

دستاورد های کوتاه مدت ماندن در سوگ

توجه، حمایت، ادامه ندادن زندگی، پذیرش نداشتن و قبول مسئولیت خود و یا در شرایط ویژه ایی قبول مسئولیت اطرافیان.

تلاش برای زندگی بهتر

نکته بسیار مهم در اصل پذیرش هر موضوعی قبول مسئولیت های جدید است. بنابراین ممکن است فرد سوگوار ناچاراً به زندگی خود ادامه بدهد اما عدم پذیرش باعث می شود مسئولیت های جدید خود را نپذیرد.

این مسئولیت ها میتواند:

  • ازدواج مجدد
  • داشتن فرزند جدید
  • تلاش برای زندگی جدید
  • برآورده کردن نیازهای مالی

سفر های جدید و تمام دغدغه های یک زندگی عادی را به دنبال داشته باشد که فرد مانده در سوگ ناتمام نمیخواهد هیچ کدام از آنها را تجربه کند.

بینش در سوگ های ناتمام

فردی که دچار سوگ ناتمام شده است قطعاً به این بینش دست پیدا نکرده است که هر فردی که به دنیا میاید وظیفه و مسئولیتی دارد که با انجام آن سریعاً از دنیا خواهد رفت.

بنابراین با این بینش میتواند دست از خودخواهی ماندن در سوگ بردارد و به وظیفه خود به عنوان فردی که در دنیا است بپردازد. در واقع مسئولیت انسانی خود را پیدا کند و قدم در شناخت هدف و مسئولیت خود بگذارد. 

ماندن در سوگ ترمز دستی روانی است که ناخودآگاه فرد سوگوار برای نشستن و اقدام نکردن های جدید انتخاب میکند که به ادامه زندگی پرداخته نشود.

احساس گناه در سوگ ناتمام

یکی دیگر از تصمیمات ناخودآگاه فرد سوگوار، احساس گناه برای ادامه زندگی است. زمانی که فرد سوگوار مراحل سوگ خود را به درستی طی نکند ممکن است در مرحله احساس گناه باقی بماند و در ناخودآگاه او اینگونه ثبت شود که انجام هر عمل جدید و فعالیت جدیدی برای او به مثابه نادیده گرفتن فردی است که از دست داده است.

بنابراین بهتر است در سوگ خود باقی بماند تا نشان دهد در رنجی عمیق از دست دادن است و نمیتواند عزیز از دست رفته اش را فراموش کند.

تغییر محیط و شرایط در سوگ ناتمام

اگرشما فردی هستید که در سوگ ناتمام هستید و مایل به ایجاد شرایط جدیدی برای ادامه زندگی خود می باشید باید به غیر از تغییر در نگرش و بینش خود شرایط و محیط جدیدی را هم فراهم آورید که بتوانید زندگی را به شکل آسان تری ادامه بدهید.

افرادی که عزیزی را از دست میدهند گاهاً وسایل، لوازم و تمام خاطرات گذشته را در جلوی روی خود باقی میگذارند و مانند مراسمی آیینی از آنها محافظت میکنند. این رفتار و این محیط  اقدامی برای ماندن در سوگ ناتمام است.

بنابراین بهتر است به مرور زمان خود فرد و اطرافیان نزدیک او، محیط جدیدی را ایجاد کنند و فرد بتواند در فضایی با امکانات جدید باشد که هر وسیله و هر اتفاقی او را به یاد گذشته و عزیز از دست رفته اش نیاندازد.

حمایت و کمک به دیگران از سوی افرادی که در سوگ ناتمام هستند

افرادی که در سوگ ناتمام می مانند در مهمترین تفکر خود، خود را قربانی، مستأصل و درمانده میبینند، بنابراین تصمیم به بودن در سوگ ناتمام را میگیرند.

از این رو حمایت و کمک به دیگران که نیازمند کمک های مادی، معنوی و احساسی هستند باعث میشود فرد سوگوار به این بینش دست پیدا کند خود او میتواند رنجی از دیگران را کم کند و به قدری توانا است که افراد غمگینی را میتواند حمایت کند. بنابراین احساس کارآمدی و بالندگی در فرد سوگوار به وجود میاید و به مرور به تغییر در تفکرات و شرایط خود اقدام میکند.

نویسنده: مینا حسن زاده

اشتراک در شبکه های اجتماعی:
(10 رای)
افزودن نظر:
CAPTCHA2
×

امتیاز دهی به مطلب: سوگ ناتمام و احساس گناه

خیلی بدبدمتوسطخوبعالی