22006198 021

اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیسیست

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(37 رای)
اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیسیست

اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیسیست که از کلمه نارسیس که ریشه در اسطوره های یونانی دارد (فردی که دیدن خود در برکه آب، آنقدر به تصویر خود نزدیک می شود که در برکه می افتد و غرق می شود، پس از آن در برکه گلی به نام نارسیس می روید که نشان از فرد غرق شده دارد). در واقع با توجه به همین داستان قدیمی، می توانیم به راحتی اختلال نارسیسیست و یا همان اختلال شخصیت خودشیفته را بشناسیم و تحلیل کنیم؛ کسی که از دیدن خود و ستایش خود به حدی به وجد می آید که ممکن است بخاطر خودش جانش را از دست بدهد.

اختلال شخصیت خودشیفته به این دلیل با این مثال تعریف می شود که افرادی که دچار این اختلال می شوند، با همین سبک و روش زندگی همیشه در حال خودپسندی، خودخواهی های عمیق و این احساس مداوم را دارند که هیچ کسی بهتر و کاملتر و یا زیباتر و باهوش تر از آن ها نیست و همیشه درگیر خودشان و احساسات دیگران نسبت به خودشان هستند.

افرادی که دچار این اختلال می شوند، به سختی می توانند احساس آسایش و آرامش کنند و سعی اصلیشان در زندگی، ایجاد فضایی است که به تنهایی بتوانند نمایش ویژه ای را ایفا کنند، چه در سکوت و چه در شلوغی بتوانند به دیگران ثابت کنند هیچ شخصی بهتر از آن ها وجود ندارد. این نوع از رفتارهای اختلالی، به سطحی از اضطراب مربوط است که در آن شخص خودش را به طور درونی دوست داشتنی و قابل اعتماد نمی داند و به هر وسیله ای چنگ می اندازد که زیبایی و غیر قابل اعتماد بودن و دوست نداشتنی بودنش را مخفی کند.

اختلال شخصیت خودشیفته

ریشه اختلال خودشیفتگی

ریشه این اختلال در خود تخریبی و عدم وجود عزت نفس است؛ از آنجایی که عزت نفس از مورد قبول بودن، دوست داشته شدن بدون قید و شرط و قابل ستایش بودن از طرف والدین در کودکی شکل میگیرد.

بنابراین افرادی که اختلال خودشیفتگی را تحمل می کنند، دوران کودکیشان هر چند خوب، اما رفتار والدینشان و محبتشان با آن ها با قید و شرط بوده و هرگاه که احساس نیاز به محبت مادر و یا پدر داشته اند، باید با رفتاری که والدین را به آنها جلب می کرده، این نیاز را رفع می کردند.

این افراد در زندگیشان شاید با ظاهری مملو از اعتماد به نفس ظاهر شوند، اما ذاتا از هر حرفی، انتقادی و نگاهی که مطابق میلشان نباشد، می ترسند و احساس عذاب می کنند.

به واسطه ظاهری که ایده آل خودشان است و سکوتی دائمی که حاکی از ترس از بروز خودشان است، فردی زیبا و آرام به نظر می آیند که از ارتباط با دیگران ابا دارند و با هیچ کسی نمی توانند صمیمی باشند.

آیا خودشیفته ها نمایشی و ضد اجتماعی هم هستند؟

نکته جالب در مورد اختلال شخصیت وابسته این است که این افراد معمولاً اختلال شخصیت نمایشی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی را نیز دارند.

خودشیفتگی چگونه تشخیص داده می شود؟

هیچ آزمایش آزمایشگاهی برای تشخیص خودشیفتگی وجود ندارد. تشخیص معمولا بر اساس چند عامل انجام می شود:

  • یک معاینه فیزیکی برای رد هرگونه مشکل جسمی
  • ارزیابی روانشناختی عمیق
  • ارزیابی معیارهای تشخیصی بر اساس آخرین نسخه راهنمای اختلالات روانی (DSM-5)، منتشر شده توسط انجمن روانپزشکی آمریکا

تشخیص خودشیفتگی مستلزم آن است که ملاک های تشخیصی در DSM-5 در طول زمان تداوم داشته باشند، در موقعیت های مختلف ثابت باشند، بر اثر مصرف الکل و مواد مخدر یا مطابق با فرهنگ جامعه شخص نباشند.

درمان خودشیفتگی

اختلال شخصیت خودشیفته، درمان پذیر است و مانند هر اختلال دیگری، روش درمانی خود را دارد. با بررسی شرایط گذشته و حال فرد دچار اختلال و ایجاد عزت نفس عمیق و شناخت خوبی ها و قابلیت های درونی وی، می توان این احساس را در فرد ایجاد کرد که خواستنی و مورد احترام است و نیازی به واسطه هایی مانند لباس های فاخر، رفتار های خودخواهانه و هم صحبتی نکردن با دیگران ندارد.

هر فردی ماهیتا به عنوان انسان، دوست داشتنی و زیباست و مهم این است به شخصه این اعتماد را به دست آورد، خود را قبول کند و نیازی را که در کودکی نتوانسته مرتفع کند، خود با حمایت یک متخصص روانشناس به دست بیاورد و به وسیله آن احساس بالندگی را قلبا و با تمام وجود تجربه کند.

چه درمان هایی در دنیا برای اختلال شخصیت خودشیفته پیشنهاد شده است؟

دارو درمانی

برای بیمارانی که یکی از علایمشان تغییر سریع خلق (mood swing) است، لیتیوم (eskalith) را به کار برده اند. از آنجا که بیماران اختلال شخصیت خودشیفته نمی توانند طرد را تحمل کنند و مستعد افسردگی هستند، داروهای افسردگی به ویژه داروهای سروتونرژیک می تواند مفید باشد.

روان درمانی

درمان اختلال شخصیت خودشیفته بسیار دشوار است؛ چون اگر قرار است پیشرفتی در کار حاصل شود، بیمار باید از خودشیفتگی خود دست بردارد. روانپزشکانی مثل اتو کرنبرگ و هایتنس کوهوت رویکرد روانکاوی را برای درمان این اختلال پیشنهاد می کنند.

ملاک های تشخیصی DSM-5 (انجمن روانپزشکان امریکا) در مورد اختلال شخصیت خودشیفته

  1. احساس خود بزرگ بینی به صورت مهم پنداشتن خود.
  2. با خیال پردازی در زمینه موفقیت بی حد و حصر، قدرت، هوش و استعداد، زیبایی یا عشق ایده آل اشتغال ذهنی دارند.
  3. اعتقاد که خاص و بی همتا هستند و افراد و موسسات خاص قدر آن ها را می دانند.
  4. نیاز مفرط به تحسین.
  5. وجود احساس محق بودن.
  6. در روابط بین فردی استثمارگر بودن.
  7. فقدان همدلی.
  8. اغلب به دیگران حسادت می ورزند.
  9. رفتارهای متکبرانه نشان می دهند.

اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیسیست

زمانی که صحبت از اختلال های شخصیتی می باشد قطعا آسیبی در بین خواهد بود. اگر این اختلالات به خود فرد آسیب برسانند به آن میزان که به اطرافیان نیز آسیب برسانند مورد توجه قرار نمی گیرند. به عنوان مثال یک اختلال مانند ضداجتماعی می توانند به صورت مداوم به افراد پیرامون خود آسیب وارد کند، اما یک فرد با اختلال نمایشی خود در بیش ترین آسیب قرار دارد زیرا اضطراب زیادی را متحمل میشود.

اما در اختلال خودشیفتگی به این دلیل که همه انسان ها ماهیتا مایل به برقراری ارتباط و همدلی و سازگاری بایکدیگر هستند فردی با اختلال خودشیفته نمی تواند تمام روابط اطراف خود را سازماندهی و کنترل کند، بنابراین به یکباره خود را در میان افرادی می بیند که ممکن او را ستایش کنند اما قلبا احساس خوشایندی به او ندارند.

اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیسسیت

خودشیفته ها و خود کم بین ها

شاید اگر توجه کرده باشید در اطراف افراد خودشیفته همیشه افرادی هستند که مجیز آن ها را می گویند و مدام در اطرافشان هستند. سوال اینجاست که این افراد چگونه فرد خودشیفته را با این میزان از خصوصیات منفی تحمل می کنند.

از آنجایی که روابط انسانی ناسالم، ریشه در فرافکنی آن ها به صورت ناخودآگاه دارد، لازم است بدانیم هر فردی در معاشرت های خود با دیگران فرافکنی وجود دست نیافته اش را دنبال می کند. در واقع به دنبال جبران خلا های وجودی خود در کنار دیگر افراد قرار می گیرد.

به هر میزان فردی از نداشته وجودی خود در رنج باشد و نتواند آن را جبران کند و یا به طور کامل در وجود خود آن نقش را ایفا کند در کنار دیگر افراد که شبیه به خواسته درونی او هستند، قرار می گیرد. افراد خود کم بین که از عزت نفس پایینی برخوردارند و توانایی ابراز خودشان را ندارند و در هراس از واکنش دیگران هستند، به صورت مداوم این احساس را در خود تجربه می کنند که افراد خودشیفته نقش های زندگی نکرده آن ها را به خوبی ایفا می کنند و در کنار افراد خودشیفته احساس بهتری دارند.

افزودن نظر:
captcha