22006198 021

عشق ورزیدن چگونه و چه زمانی می تواند صورت پذیرد؟

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(42 رای)
عشق ورزیدن چگونه و چه زمانی می تواند صورت پذیرد؟

عشق ورزیدن چگونه و چه زمانی می تواند صورت پذیرد؟ عشق در واقع احساس محبت عمیقی است که فردی میتواند به فرد دیگری داشته باشد. در این احساس محبت، تلفیقی از صمیمیت، همدلی، رازداری و صداقت وجود دارد که در کنار هم احساس عشق خالص و بالغانه را می شود جستجو کرد. در ادامه انواع عشق، چگونگی شروع و زمان آن را توضیح می دهیم.

عشق ورزیدن چگونه و چه زمانی می تواند صورت پذیرد؟

روابط عاطفی، هم فوق العاده خوب و هم وحشتناک هستند. آن ها می توانند ما را به بالاترین و پایین ترین نقطه ممکن سوق دهند. ما را به سوی فلک کشیده تا در میان ابرها به روی بال عشق ببرند و یا اینکه به پایین پرتاب کنند.

اما چه طور اینطور می شود؟ خوب حقیقتی ساده است چون گاهی احساسات درست مثل آب و هوا تغییر می کنند. پیش از توضیحاتی در مورد انواع عشق لازم است بدانید که اگر موارد زیر را می خواهید تغییر دهید، باید با یک مشاور روانشناس صحبت کنید.

  1. رابطه تان در وضع معقولی است اما می خواهید آن را بهبود ببخشید.
  2. رابطه تان در وضع بدی است و می خواهید احیایش کنید.
  3. در حال حاضر در رابطه ای نیستید می خواهید وارد ارتباطی شوید.

در واقع عشق به معنای بالغانه خود، عشق سالم و قابل رشد نامیده می شود. عشقی که تلفیقی از احساس محبت و شهوت باشد، در رده احساس های بالغانه و قابل رشد شناخته نمی شود و هر لحظه با کمبود یکی از این دو احساس، مرزی از خشم و تنفر در آن به وجود می آید.

عشق

فرض کنید همسرانی که احساس عشقشان در زمره محبت و شهوت قرار دارد. اگر نیاز جنسی آن ها به دلیلی دچار اختلال شود، محبت بینشان نیز دچار مشکل خواهد شد. زیرا همدلی، صمیمیت، رازداری و یا صداقت و شهوت در این بین نقش پر رنگ و واضحی ندارد.

انواع عشق

باید دقت داشت که برای تجربه یک عشق بالغانه، قطعا باید رفتاری بالغانه داشته باشیم. ما نمی توانیم با بی صداقتی و غیر شفاف بودن به دنبال تجربه عمیقی از عشقی با صداقت و شفافیت و همدلی باشیم. همدلی در رابطه عاشقانه بالغانه یکی از اصول پایه ای است. به این دلیل که با همدلی و محبت عمیق آنچه که ممکن است در هر رابطه ایی دچار تزلزل شود، با صبر و شکیبایی و تحمل شرایط نابسامان و گذر از آن می تواند به تجربه ای برای رشد تبدیل شود.

البته ناگفته نماند که اختلال وابستگی، دوست داشتن های عصبی و چسبندگی های فراوان به هیچ عنوان احساسی از عشق را نشان نمی دهند و تنهای ترس از تنهایی یا رها شدگی و همچنین تجربه عمیق عاطفی را به دنبال نخواهند داشت. در وابستگی هایی که نشان از اختلال و رفتار بیمارگونه دارند، یکی از طرفین رابطه بطور بیمارگون به تفکری از رابطه می چسبد و احساس می کند این چسبندگی بیمارگون نوعی از عشق است.

اما باید توجه داشت آنچه که در هر رابطه ای باعث آزار یکی از طرفین رابطه شود، نشان دهنده آن است که جایی از این رابطه دچار اشکال است. این اشکال آسیب جدی به بدنه رابطه وارد می کند و پس از یک سال هر دو طرف متوجه می شوند دیگر میلی به دوست داشتن، محبت کردن و رفتار صادقانه به یکدیگر ندارند و هر یک به شخصه، دیگری را مقصر اشتباه در رابطه می داند.

متغیرهایی که بر عاشق شدن تاثیر می گذارند

  • شباهت در نگرش ها، پیشینه، ویژگی های شخصیتی
  • مجاورت جغرافیایی
  • ویژگی های مطلوب شخصیتی و ظاهری
  • محبت متقابل، عشق دوطرفه
  • ارضای نیازها
  • برانگیختگی جسمی و عاطفی
  • تاثیرات اجتماعی، هنجارها، تایید شدن
  • ویژگی های خاص طرف مقابل، زیبایی

یک اشتباه متداول در عشق ورزیدن

چسبندگی بیش از حد و به نوعی تجربه اختلال وابستگی این تفکر را برای زوجین به دنبال دارد که «من هیچ چیز برای او کم نگذاشتم و یا من مانند مادر با او مهربان بودم و یا من هیچگاه او را تنها نگذاشتم». از آنجایی که این میزان از وابستگی هم به خود و هم به دیگری آسیب می رساند، هشدارهایی برای از بین بردن یک رابطه که قدرت رشد دارد را به ما می دهد.

از خودگذشتی، محبت، صمیمیت و همدلی با احساس چسبندگی بسیار متفاوت است.

اگر مردی نیاز به یک مادر دوم در زندگی خود داشته باشد، قطعا به دنبال تجربه عشق نمی گردد. بلکه به دنبال مادری است که در کودکی نیازهای او را ترفیع نکرده و در بزرگسالی می خواهد در غالب یک مرد او را بدست آورد.

بنابراین بازی کردن نقش مادری یا خواهری در عشق تجربه اشتباهی است که پس از رشد نیاز مرد از محبت مادری او را به دنبال نیاز دیگری می کشاند. به اینصورت است که تفاوت یک احساس بالغانه با یک احساسی که از سر خالی بودن، کمبود و عقده است را نشان می دهد. عشق نیز مانند هر احساس دیگری همچون محبت، دوستی، صمیمیت و تعلق باید اندوخته ای در فرد سالم داشته باشد. به این بیان که هر آنچه را که دریافت کرده باشیم می توانیم با دیگری تقسیم کنیم و در میان گذاریم.

هیچ عشقی و هیچ علاقه بالغانه و رشد یافته ایی از کمبود شکل نمی گیرد. زیرا عقده ها، حقارت ها و سرکوب ها در هیچ شرایطی نمی توانند تبدیل به محبت، صمیمیت و عشق شوند. مگر اینکه با احساس این کمبودها مواجه شویم و به درمان خود و تجربه خوشایند احساس بهبود و سلامت برسیم. پس در انواع عشق به جای عشق شهوانی سعی کنیم عشق بالغانه را انتخاب کنیم.

نظرات کاربران:
mohadese
پاسخ به این نظر
14:24 - 28 شهریور 00

سلام من 28 سالمه و از بچگی به نوه دایی مادرم علاقه مند بودم ایشون 34 سالشونه . ولی تا حالا علاقه ای از سمت ایشون احساس نکردم اما خودم همیشه از ایشون خوشم میومده و الان یکی دوتا خواستگار دیگه دارم و مامانم اصرار میکنه که یکی رو قبول کنم اما من دلم پیش اون اقاست و نمیتونم قبول کنم چند بار خواستم بهشون بگم ولی غرورم اجازه نداد از طرفی هم چون فامیله میترسم بگم بعدا بد بشه از طرفی هم میگم شاید گفتم اونم احساسش به من مشابه بود واقعا الان توی دوراهی موندم میخام تکلیفم مشخص بشه بنظر شما بگم یا نه ؟ خیلی میترسم نه بشنوم....

0 0
افزودن نظر:
captcha