22004925 - 021

6 ایده اصلی پشت تئوری های انگیزشی چیست؟

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(8 رای)
6 ایده اصلی پشت تئوری های انگیزشی چیست؟

محققان و روانشناسان تعداد زیادی تئوری های انگیزشی را تدوین کرده اند. هر تئوری فردی تمایل دارد محدوده کمتری از برداشت های انگیزشی را شامل شود و داشته باشد. با این وجود، با نگاهی به ایده های اصلی پشت هر نظریه، می توانید درک بهتری از انگیزه به عنوان یک مفهوم کلی بدست آورید.

انگیزه نیرویی است که باعث شروع، ادامه و حفظ رفتارهای هدف مدار می شود. این همان چیزی است که باعث می شود ما اقدامی انجام دهیم، چه اینکه یک میان وعده برای کاهش گرسنگی بگیریم یا در دانشگاه ثبت نام کنیم تا مدرک خود را بگیریم. نیروهایی که پشت انگیزه قرار دارند می توانند از نظر ماهیت بیولوژیکی، اجتماعی، عاطفی و یا شناختی ریشه های مختلفی داشته باشند. بیایید در این مقاله نگاهی به ایده های اصلی پشت تئوری های انگیزشی بیندازیم، همچنین بفهمیم انگیزه چیست و چرا انسان به اگیزه نیاز دارد.

طبق تئوری های غریزه مدار، انسانها به دلیل اینکه در جریان روند تکاملی برای انجام کارهای خاصی برنامه ریزی شده اند، انگیزه دارند که به روش های خاص و منحصر به فردی رفتار کنند. نمونه ای از این امر در دنیای حیوانات، مهاجرت فصلی است. این حیوانات یاد نمی گیرند که این کار را انجام دهند، بلکه این یک الگوی رفتاری ذات و غریزیی آنها است. غرایز، برای برخی گونه ها انگیزه برای مهاجرت در زمان های مشخصی در هر سال ایجاد می کند.

ویلیام جیمز لیستی از غرایز انسانی ایجاد کرد که شامل مواردی چون دلبستگی، بازی، شرم، عصبانیت، ترس، کمرویی، فروتنی و عشق را شامل می شود. مشکل اصلی این نظریه این است که واقعیت رفتار را توضیح نداده است، بلکه فقط آن را توصیف کرده است.

تئوری غریزی انگیزشی

تا دهه 1920، تئوری های غریزه به نفع سایر نظریه های انگیزشی کنار گذاشته می شدند، اما روانشناسان تکاملی معاصر هنوز هم در مورد تأثیر ژنتیک و وراثت بر رفتار انسان مطالعه و پژوهش می کنند.

نظریه تشویقی انگیزشی

این تئوری انگیزه نشان می دهد که افراد به دلیل پاداش های خارجی انگیزه ای برای انجام کارها دارند. به عنوان مثال، ممکن است شما انگیزه داشته باشید که هر روز به خاطر پاداش پولی که دریافت می کنید، به محل کار بروید. مفاهیم یادگیری رفتاری مانند تداعی و تقویت نقش مهمی در این تئوری انگیزشی ایفا می کنند.

این نظریه برخی شباهت ها را با مفهوم شرطی شدن در رفتارگرایی دارد. در موقعیت عملی، رفتارها با تشکیل ارتباط با نتایج ارزیابی می شوند. پاداش معمولا باعث تقویت رفتار می شود در حالی که ممکن است مجازات آن را تضعیف کند.

/// شماره های تماس ///

در حالی که نظریه تشویق هم همینطور است، در عوض پیشنهاد می کند که افراد برای دستیابی به پاداش، عمداً دوره های خاصی را دنبال کنند. هرچه جوایز دریافت شده بیشتر شود، افراد به شدت انگیزه می گیرند که آن تقویت ها را دنبال کنند.

تئوری محرک انگیزشی

طبق تئوری محرک انگیزه، افراد برای کاهش تنش درونی که ناشی از نیازهای برآورده نشده است، انگیزه دارند که اقدامات خاصی انجام دهند. به عنوان مثال، شما ممکن است انگیزه ای برای نوشیدن یک لیوان آب به منظور کاهش عطش داشته باشید.

تئوری محرک انگیزشی

این نظریه در توضیح رفتارهایی که دارای یک محرک بیولوژیکی قوی مانند گرسنگی یا تشنگی هستند، مفید است. مشکل تئوری محرک انگیزه این است که این رفتارها همیشه صرفاً براساس نیازهای فیزیولوژیکی ایجاد نمی شوند. به عنوان مثال، افراد اغلب حتی وقتی واقعاً گرسنه نیستند، غذا می خورند.

نظریه برانگیختگی انگیزشی

نظریه برانگیختگی انگیزشی نشان می دهد که افراد اقدامات لازم را برای کاهش یا افزایش سطح برانگیختگی انجام می دهند. به عنوان مثال، هنگامی که سطح برانگیختگی بسیار پایین می آید، ممکن است فرد یک فیلم هیجان انگیز را تماشا کند و یا به دنبال یک دویدن مانند فیلم راکی باشد. هنگامی که سطح برانگیختگی بسیار بالا می رود، از طرف دیگر، فرد احتمالاً به دنبال راه هایی برای استراحت مانند مدیتیشن یا خواندن کتاب است. طبق این تئوری، ما انگیزه داریم سطح مطلوب برانگیختگی را حفظ کنیم، اگرچه این سطح بسته به فرد یا شرایط می تواند متفاوت باشد.

/// شماره های تماس ///

نظریه انسان گرایانه انگیزشی

نظریه های انسان گرایانه انگیزه مبتنی بر این عقیده است که افراد همچنین دلایل شناختی قوی برای انجام اقدامات مختلف دارند. این امر به طور مشهور در سلسله مراتب نیازهای ابراهام مازلو نشان داده شده است که انگیزه های مختلفی را در سطوح مختلف نشان می دهد.

در ابتدا، مردم برای تحقق نیازهای اساسی بیولوژیکی مثل نیاز به غذا و بقا انگیزه دارند و بعد سرپناه و همچنین ایمنی، عشق و عزت نفس. هنگامی که نیازهای سطح پایین تر برآورده شد، محرک اصلی به تمایل به تحقق پتانسیلهای فردی در فرد تبدیل می شود.

نظریه انتظار انگیزشی

نظریه انتظار انگیزه بیانگر آن است که وقتی به آینده فکر می کنیم، انتظارات متفاوتی درباره آنچه فکر می کنیم اتفاق خواهد افتاد، شکل می دهیم. وقتی پیش بینی می کنیم که به احتمال زیاد نتیجه مثبتی حاصل خواهد شد، ما معتقدیم که می توانیم آینده احتمالی را به واقعیت تبدیل کنیم. این امر باعث می شود افراد احساس انگیزه بیشتری برای دنبال کردن نتایج احتمالی داشته باشند.

نظریه انتظار انگیزشی

این تئوری پیشنهاد می کند که انگیزه ها از سه عنصر اصلی تشکیل شده اند: انتظار، عملکرد و ارزش. ارزشبه ارزشی که افراد بر روی نتیجه احتمالی قرار می دهند، اشاره دارد. چیزهایی که بعید به نظر می رسد برای ایجاد منافع شخصی باشند، از اعتبار پایینی برخوردار هستند، در حالی که آنهایی که پاداش های فوری شخصی را ارائه می دهند، دارای ارزش بالاتری هستند.

عملکرد به این معنی است که آیا مردم اعتقاد دارند که در نتیجه پیش بینی شده نقشی دارند. اگر به نظر می رسد که این رویداد تصادفی یا خارج از کنترل فرد باشد، افراد احساس انگیزه کمتری نسبت به پیگیری آن دوره از عمل خواهند داشت. اگر فرد خود را دارای نقش مهمی در موفقیت بداند با انگیزه بیشتری به آن کار ادامه می دهد.

انتظار، اعتقاد بر این است که فرد توانایی تولید نتیجه را دارد. اگر افراد احساس کنند که برای دستیابی به نتیجه مطلوب، مهارت و دانش ندارند، کمتر تلاش می کنند. از طرف دیگر افرادی که احساس توانایی می کنند بیشتر تلاش می کنند تا به آن هدف برسند.

نظرات کاربران:
بهنام
پاسخ به این نظر
11:25 - 15 مهر 99

شما به اقتصاد ژتونی معتقدید که برای کارگرانم استفاده کنم؟ بد عادت نمیشن؟

1 0
ف.ا
پاسخ به این نظر
03:52 - 2 آبان 99

در حال حاضر انگیزه من برای رفتن به محل کارم، یکی از همکاران است، که میخواهد ترک کار کند. و من احساس بدی دارم و تحمل نبودنش روانم را بهم ریخته انگیزه رفتن من به صفر نزدیک شده! چکار باید کرد؟

0 0
بهی
پاسخ به این نظر
20:31 - 7 آبان 99

من برای انجام کارهام نیازبه شخص دیگر دارم که باعث و انگیزه حرکت در من بشه که شما بعنوان انگیزش خارجی یاد کردید! بالاخره انگیزش خارجی خوبه یا بده؟

0 0
افزودن نظر:
CAPTCHA




ورود / عضویت
صفحه اصلی ذهن و دارو سنجش هوش و استعدادیابی کارگاه ها همکاری با مکث طرف های قرارداد تماس با مکث