22004925 021

رک بودن یا بی ادبی (سه راهکار مهم برای رک بودن)

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(30 رای)
رک بودن یا بی ادبی (سه راهکار مهم برای رک بودن)

رک بودن در تعریف عامیانه به معنای بیان هر آنچه که باید گفت، بدون هیچ سانسوری است. البته رک بودن می تواند نوعی صمیمت را هم به همراه داشته باشد. در واقع وقتی کسی رک حرف می زند به این معنی نیست که در رک بودن از لغات بی ادبانه نیز استفاده کند، که این موضوع تعریف دیگری دارد. رک بودن با رفتار قاطعانه نیاز همسانی دارد.

صمیمت می تواند حاصل از رک بودن باشد، بدون حاشیه حرف زدن و پرداختن به اصل ماجرا کار شما را سریع تر پیش می برد. افرادی که نمی توانند رک یا قاطع باشند، در واقع خود و دیگران را در این ابهام قرار می دهند که حرفی برای بیان کردن می باشد که بیان نمی شود. بنابراین ابهامات یک رابطه و گاها دلخوری ها و متناقض عمل کردن ها از رک نبودن و بیان نکردن واضح ایجاد می شود. اهمیت رک بودن، قاطع بودن و نه گفتن می تواند به اندازه ای مهم باشد که جان شما را نجات بدهد. چه افرادی نبودند که به خاطر رک نبودن یا نداشتن مهارت نه گفتن در حال حاضر در زندان هستند.

/// شماره های تماس ///

تاثیر رک بودن بر روابط اجتماعی

اگر ما به شخصه فردی رک گو و قاطع باشیم که بی ادبی شامل آن نمی شود، با همان معیارهای تلطیف شده و بدون پرخاشگری و بدون ابهام، می توانیم از خود در مورد سو استفاده ها مراقبت کنیم. در نظر داشته باشید حتی اگر خود ما هم مایل نباشیم حقیقت را آنگونه که هست ببینیم و بشنویم، قطعا از افراد رک گو دلخور می شویم. تاثیری که رک گویی بر روابط اجتماعی ما می گذارد، باعث می شود بدانیم کجا هستیم و با چه کسانی وارد معاشرت شده ایم و از اطرافیانمان چه انتظاری داریم و یا چه انتظاراتی را می توانیم برای آن ها فراهم کنیم. اینگونه است که در روابط، صمیمی و واضح عمل می کنیم.

چگونه رک باشیم؟

به طور مثال اگر از فردی که دوست قدیمی ما است در موردی دلخور می شویم، بهتر است در فضایی صمیمی و دور از حاشیه علت دلخوری خود را بیان کنیم. و هراس نداشته باشیم که رابطه خراب می شود. در واقع سانسور کردن ها، بیان نکردن ها و نگفتن ها باعث تزلزل در روابط اجتماعی و دوستانه ما می شود.

از این رو مسئله اصلی را برای دوست خود بیان کرده ایم و راه حلی برای دلخور نبودن پیدا می کنیم و به ادامه دوستی خود می پردازیم. جالب است بدانید افرادی که رک و قاطع نیستند معمول خودخوری دارند یا مشکلات را در خوشان می ریزند و گاهی پس از مدتی مشکلات را به صورت انفجاری و با فحش یا بی ادبی بروز می دهند.

علت هراس برخی افراد از رک بودن

هراس از رک بودن و بیان نکردن واقعیت، به نوعی ریشه در فرهنگ و نوع تربیت ما دارد. زمانی که از کودکی یاد گرفته ایم مدام در تعاریف بی جا، تعارفات لفظی بدون کاربرد و ترس از ریختن آبرویی که می تواند در دست همه باشد به غیر از خود ما باشیم، در واقع یاد گرفته ایم که رک نباشیم و خود را در تعارف و غیر واقعی بودن و رک نبودن پنهان کنیم.

امروزه روابط اجتماعی دیگر به شکل گذشته تعارف پذیر نیست. جوان ها امروزه بیشتر از قبل در روابط دوستانه یاد گرفته اند بدون ابهام با یکدیگر حرف زنند و معاشرت کنند و خود واقعی و احساساتشان را بیان کنند. از اینرو بین خانواده های سنتی و جوان های امروز تناقضی شکل می گیرد که آسیب رسان است.

رک بودن و تناقضات بین خانواده ها و جوان ها

از جایی به بعد قطعا هر رفتاری که باعث آسیب کمتری میشود، باید اصول روابط ما را شکل بدهد. خانواده های سنتی که در تمام موارد درگیر تعارف با اهل فامیل، ابهام گویی، واضح نبودن و تعارف هستند، برای برقراری تعادل باید تغییری در رفتارشان ایجاد کنند. البته این تغییر به معنای بیان حقیقت تلخ نیست، بلکه صرفا به معنای بیان حقیقت به گونه ایی است که هیچ کسی در آن آسیب نبیند.

/// شماره های تماس ///

مثلا خانواده ایی که طبق اصول خانوادگی هر پنج شنبه باید در جمعی حاضر باشند که به هیچ وجه لذتی برایشان ندارد، فرزندان همیشه از این جمع ناراضی هستند و دستاوردی برایشان ندارد. بنابراین خانواده میتواند هر پنج شنبه را به دو پنج شنبه در ماه تبدیل کند و در شرایطی می تواند فضایی صمیمی برای فرزندان ایجاد کند که در همان روز فرصتی برای لذت بردن در کنار خانواده داشته باشند.

منعطف بودن در روابط اجتماعی و خانوادگی اصولی است که به روابط ما استحکام می بخشد و هر خانواده ای را منسجم تر می کند. رک بودن و واضح بودن نیز بخشی از منعطف بودن است که می تواند اساس روابط ما را نظام بخشد.

چگونه می توانیم به مرور رک باشیم؟

برای رک بودن باید بدانیم چه مطلبی را در چه جایی باید بیان کنیم. شناخت احساسات از مهمترین عوامل در رک بودن است. اگر بدانیم چه احساسی داریم و احساساتمان را بشناسیم، دیگر درگیر گفتن و نگفتن نمی شویم و می توانیم واضحا خود را بیان میکنیم.

فردی که از رفتار والد خود عصبانی است، ابتدا باید احساس خود را ببیند. عصبانیت احساس خشم را به همراه دارد؛ پس از آن خشم را در بدن خود ببیند و به دنبال دلایل خشم از والد بگردد. پس از آن میتواند در فرصتی مناسب با والد خود این احساس خشم را بدون پرخاشگری در میان گذارد و بیان کند: من از رفتار آن روز شما خشمگین هستم و علت خشم را میدانم و مایلم امروز در مورد آن صحبت کنیم.

از اینرو ما به عنوان فردی که احساس خود را دیده و در شرایط غیر عادی و پرخاشگری قرار نگرفته، بسیار بالغانه و رک، در مورد احساسمان با والد صحبت کرده ایم. اینگونه است که رک بودن در ما شکل میگیرد و ما دیگر مجبور به پنهان کاری، بغض، کینه های قدیمی، دلخوری های تمام نشدنی و گلایه کردن نمی شویم.

مزایای رک بودن در زندگی

رک بودن باعث می شود تا آرامش ذهنی در افراد بیشتر شود. افرادی که رک نیستند دائما در ذهنشان در حال نوشتن سناریوهایی هستند که می توانست اجرا شود. آن ها به این فکر می کنند که چگونه می توانستند رفتار کنند و چه می توانستند بگویند. در مقابل افرادی که رک هستند می دانند که خواسته و احساساشان را بیان کرده اند و این بهترین حالتی است که می توانست اتفاق بیفتد؛ آن ها نگرانی کمتری دارند و با خیالی آسوده به زندگی شخصی خود رسیدگی می کنند. افرادی که رک هستند معمولا به دلیل صداقت و حسن نیتشان نیز شناخته می شوند.

رک بودن چه تاثیری در احساسات ما دارد؟

از آنجایی که رک بودن عاملی برای دیدن احساس ما است، بنابراین می توانیم واضحا به درونمان نگاه کنیم و از خود شروع کنیم. اگر در هر لحظه، هر اتفاق و هر معاشرتی بتوانیم احساساتمان را ببینیم و به بررسی این احساس بپردازیم و بدون هیچ سانسور و خجالت و نادیده گرفته شدنی به دنبال ریشه های اصلی ناراحتی و یا خوشحالی و یا دیگر احساس هایمان بپردازیم، می توانیم با دیگران نیز این احساس را در معاشرت هایمان تجربه کنیم. از آنجایی که هر اتفاق مهمی از درون ما آغاز می شود، بنابراین باید از درونمان شروع کنیم. نادیده گرفتن، دم دستی بودن و رفتارهای سطحی را کنار بگذاریم و به دنبال ریشه های احساس و احوالمان باشیم.

3 راهکار مهم برای رک بودن

صادق باشیم

اگر مایل هستیم رک باشیم، پیش از آن باید صادق باشیم. نمی توانیم رک باشیم اما حقیقت را بیان نکنیم و آنچه را که میل به گفتنش را داریم به بهانه رک بودن بیان کنیم. صداقت در واقع اصل هر رابطه ای است و بر اساس این اصل اگر می خواهیم رک باشیم باید صداقت خود و واقعیت ماجرا را در نظر بگیریم.

رک بودن

از نظر دیگران هراس نداشته باشیم

اگر رک بودن ما بر اساس صداقت باشد، بنابراین دلیلی بر هراس از نظر دیگران وجود ندارد. اگر افرادی هستند که ما را به دلیل رک بودن سرزنش کنند، همان افراد می توانند ما را به دلیل عدم صداقت نیز سرزنش کنند. از اینرو اگر اساس رابطه های ما صداقت باشد، بدون هیچ هراسی باید آن را بیان کنیم که آسیب کمتری را متحمل شویم.

رک بودن را با تف کردن حقیقت به صورت دیگران اشتباه نگیریم

اگر فکر می کنید گفتن حقیقت هر چند تلخ و ناامید کننده، اصولی از رک بودن است، حتما اشتباه می کنید. ما در واقع به دنبال هر ابزاری برای استحکام روابط اجتماعی و صمیمیت هستیم؛ از اینرو رک بودن با بیان تلخ حقیقت متفاوت است. دروغگو نباشیم و حقیقت را پنهان نکنیم اما می توانیم همانگونه که با احساسات خود صادق هستیم، رک و بدون سانسور در فضایی صمیمی و دوستانه بدون هیچ خشم و دلخوری، نحوه بیان صادقانه هر امری را تجربه کنیم.

به طور مثال اگر زوجی پس از مدت ها دیگر نمی توانند با یکدیگر زندگی کنند، نباید ضعف های یکدیگر را حربه ای برای عامل جدایی خود بدانند و احساس کنند با یکدیگر رک و بدون پرده سخن میگویند. این زوج در واقع به دنبال زخم زدن به یکدیگر هستند تا رک گویی و همین زوج اگر بخواهند با یکدیگر رک باشند، می توانند از احساس خود سروع به صحبت کنند؛ از ضعف های خود در رابطه و عدم برقراری یک رابطه احساسی و موفقیت آمیز. اینگونه است که بدون هیچ ابهامی می توانند خود را به یکدیگر بشناسانند و بدانند در چه مواردی ضعف و یا کمبود دارند.

مواجه شدن ما با خود و همچنین با احساسات خود میتواند اولین اقدام برای رک بودن، واضح بودن و صمیمی بودن ما باشد. اگر نتوانیم به این شناخت دست پیدا کنیم، همیشه در روابطمان دچار ایراد و اشکال و ابهام خواهیم شد و سرگردانی را در روابطمان تجربه خواهیم کرد. بنابراین بهتر است همانگونه که انتظار داریم دیگران با ما واضح باشند، ما با احساسات خود واضح و شفاف باشیم.

افزودن نظر:
captcha