22006198 021

3 الگوی رایج سبک های فرزند پروری

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(34 رای)
3 الگوی رایج سبک های فرزند پروری

سبک های فرزند پروری و آشنایی با این شیوه ها باعث می شود ما به عنوان والدین بتوانیم تشخیص دهیم در چه سبک و سیاقی فرزندمان را رشد دهیم. در واقع خانواده ها همیشه در این تفکر هستند که این سبک و روشی که پیش گرفته اند مناسب ترین راه پرورش کودکانشان است یا خیر. در این مقاله 3 الگوی رایج سبک های فرزند پروری را به صورت کامل به شما خواهیم گفت.

اشتباه در سبک فرزند پروری

والدین در تربیت کودک، یا شبیه سبک پرورش خودشان عمل می کنند که از آن راضی بوده اند و یا کاملا با آنچه که در گذشته نسبت به خودشان به عنوان تربیت اعمال شده، در رنج بوده اند و ترجیح می دهند کودکشان با آن ها کاملا متفاوت باشد. در واقع هر آنچه را که برای خودشان دلخوری و ضرر و زیان محسوب شده را کنار می گذارند و سبک و روشی جدید در فرزند پروری انتخاب می کنند.

روش های جدید فرزندپروری

این روش جدید فرزند پروری می تواند یا خوب عمل کند و یا آسیب رسان باشد. نکته مهم در این است که مهم پیدا کردن سبکی که یا شبیه تربیت ما به عنوان والد باشد، نیست بلکه نکته در پیدا کردن بهترین روش در تربیت فرزندان است. همچنین بهترین روش مستلزم انتخاب درست از روی شناخت و مطالعه است. سبک های ژاپنی در ایران رایج شده که برای بعضی از کودکان بسیار مفید است. فرزندان با تفاوت های واضح در نوع نگرش و فیزیک و روان خود هر کدام به روشی تربیت پذیر می شوند اما قوانین تربیتی می تواند همیشه قوانینی موجه و قابل انعطاف باشد.

فرزند پروری

3 الگوی رایج سبک های فرزند پروری

سبک سخت گیرانه و یا همان سبک مستبدانه

از سبک های فرزند پروری است که کودکان در آن همیشه احساس استیصال می کنند. کودکان با شادی و بازی و هیجان دچار رشد و خلاقیت می شوند اما در سبک فرزند پروری سخت گیرانه جلوی این رشد و خلاقیت به آسانی گرفته می شود. کودک در این روش مدام در حال کنترل است.

والدین کنترل گر، سخت گیر و در اضطراب که همه چیز را باید از نگاه خود مورد بررسی قرار بدهند، آزادی عمل را از کودک می گیرند و او را تبدیل به موجودی دست آموز می کنند و خشمی همیشگی در کودک جای می گیرد.

بنابراین والدین سخت گیر و کنترل گر، آن هایی که باید و نباید های مداوم دارند، غذا خوردن، تلویزیون دیدن، بازی کردن، دوست پیدا کردن، معاشرت کردن، حرف زدن، شوخی کردن کودک را مدام در حال کنترل کردن هستند و هر عملی از کودک را تحت نظارت کامل خود انجام می دهند و همیشه نکته هایی برای بیان رفتار مناسب و بهتر دارند، والدین کنترل گری خوانده می شوند که بچه ها را دچار نقص های همیشگی می کنند تا جایی که در هیچ مرحله ای از زندگیشان احساس عزت نفس، اعتماد به نفس و استقلال را تجربه نمی کنند.

سبک آسان گیر

در مقابل والدین سخت گیر، دقیقا نقطه مقابلشان، والدین آسانگیر را داریم. این پدر و مادرها معتقد هستند کودک آزاد است هر کاری میخواهد انجام دهد. کودکان لوس، پر توقع و مغرور از این دست والدین تربیت شده اند. در واقع کودک اگر بخواهد بر اساس غریزه خود عمل کند، همیشه می خواهد آسان ترین و منفعت طلبانه ترین راه را انتخاب کند.

هدفمندی، رشد و خلاقیت، آموزش یک هنر و یا ورزش، استقلال داشتن، نحوه صحیح معاشرت با اطرافیان و دوست یابی همه و همه به تربیت فرزندان مربوط می شود که خانواده های آسانگیر در این روش تربیتی آسان خود، تمام این نقش ها را از کودک می گیرند.

کودکانی با والدین آسانگیر، در همه حال آنچه را که می خواهند انجام می دهند، هدف و قانون مشخصی ندارند، در هیچ چهارچوبی جا نمی گیرند و اکثر دستاوردهایشان از طریق گریه و جیغ و داد می باشد. بنابراین والدینشان همیشه در حال سوال کردن از خود هستند که ما هر کار لازمی برای فرزندمان انجام داده ایم، چرا او همیشه پر توقع و سرکش است. اینگونه والدین برای جلوگیری از آسیب های احتمالی باید در نحوه رفتار با فرزندشان تجدید نظر کنند.

سبک مقتدرانه

یکی از الگوهای رایج، سبک فرزند پروری سبک مقتدرانه است که از دو سبک دیگر اصول و روش بهتری دارد. اقتدار به معنای بینش و هدف داشتن است، نه آسانگیری و نه کنترل گری و مستبد بودن. افراد مقتدر با دنبال کردن یک هدف خاص که در واقع رشد و تربیت فرزند با آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی است، کودکانشان را رشد می دهند.

این والدین با این روش از تربیت، فرزندانی شاد، پر هیجان، خلاق و در عین حال آرام دارند که از روانی سالم برخوردار می شوند. برای هر خواسته ای به جیغ و گریه و زور متوسل نمی شوند، زیرا می دانند نتیجه ای نخواهد داشت. خانواده های مقتدر با بینش و آگاهی عمل می کنند، از سطحی از آگاهی برخوردارند و فرزندانشان را دچار تعارض، سرکوب و یا اضطراب نمی کنند. قوانین را می دانند و طبق آن ها عمل می کنند؛ بنابراین نیازی به کنترل گری مدام ندارند و می دانند اگر غیر از قوانین خانواده عمل کنند دستاوردی ندارند و یا یکی از دستاوردهای قبلی خود را نیز از دست می دهند.

مسؤلیت هر رفتاری و هر عملی به عهده خود فرزندان است تا اینکه بخواهند مدام منع شوند و بدون آگاهی کاری را انجام دهند؛ اینگونه تربیت مربوط به فرزندان یک تا پنج سال است.

شناخت سبک های فرزند پروری باعث دقت بیشتر و تربیت سالم فرزندان است.

پاداش هایی که کودکان دوست دارند

جدول پاداش هایی که کودکان دوست دارند

چگونه جلوی فعالیت های مخرب کودک را بگیریم

1. پس از اینکه تمرینات ریاضی را انجام دادی، می توانی تلویزیون نگاه کنی.

2. پس از اینکه ظرف های شام را شستی، می توانی بیرون رفته و توپ بازی کنی.

3. پس از اینکه اتاقت را مرتب کردی، می توانی بازی ویدویی انجام دهی.

4. پس از اینکه خوابیدی، می توانی به شنا بروی.

5. پس از اینکه کلم بروکلی خوردی، می توانی دسر بخوری.

6. پس از اینکه به مدت 20 دقیقه پیانو تمرین کردی، می توانی پیش دوست خود بروی.

چگونه فرزند بهتری تربیت کنیم

  • به او یاد بدهید تا برای انجام کارها در خانه یا مدرسه داوطلب شود.
  • از او بخواهید به دیگران برای موفق شدن کمک کند.
  • به او احترام بگذارید تا احترام گذاشتن را یاد بگیرد.
  • قدردانی کردن را به او بیاموزید.
  • همدلی کردن با دیگران را به او یاد دهید.

سبک فرزند پروری

ویژگی والدینی که بچه های موفق دارند

علم می گوید والدین بچه های موفق این ویژگی های مشترک را دارند:

آنها تمایل دارند فرزندان خود را وادار به انجام کارهای خانه کنند

اگر بچه ها ظرف نمی شورند، این بدان معناست که شخص دیگری این کار را برای آنها انجام می دهد و بنابراین آنها نه تنها از کار، بلکه از یادگیری اینکه کار باید انجام شود و هر یک از ما باید برای بهبود تمام کارها مشارکت کنیم، معاف هستند.

آنها تمایل دارند مهارت های اجتماعی را به فرزندان خود بیاموزند

محققان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا و دانشگاه دوک بیش از 700 کودک را از سراسر ایالات متحده بین کودکستان تا 25 سالگی شناسایی کردند و بین مهارت های اجتماعی آنها در مهدکودک ها و موفقیت آنها در بزرگسالی دو دهه بعد ارتباط معنی داری یافتند. این مطالعه 20 ساله نشان داد که کودکان دارای صلاحیت اجتماعی که بتوانند بدون هیچگونه راهنمایی با همسالان خود همکاری کنند، برای دیگران مفید باشند، احساسات آنها را درک کنند و مشکلات را به تنهایی حل کنند، به احتمال زیاد مدرک دانشگاهی کسب کرده و تا 25 سالگی شغلی تمام وقت دارند.

آنها تمایل دارند روابط سالمی با یکدیگر داشته باشند

بر اساس مطالعه ای که توسط دانشگاه ایلینوی انجام شده است، کودکان خانواده های دارای درگیری شدید یا طلاق گرفته، تحت آسیب پذیری بیشتری از فرزندان والدینی هستند که با هم کنار می آیند.

آنها معمولاً به سطوح بالاتر تحصیلی رسیده اند

مطالعه ای که در سال 2014 توسط ساندرا تانگ، روانشناس دانشگاه میشیگان انجام شد، نشان داد مادرانی که دبیرستان یا کالج را تمام کرده اند، احتمالاً فرزندانی تربیت خواهند کرد که همین کار را انجام دهند.

آنها اغلب کمتر استرس دارند

بر اساس تحقیقات اخیر که بریجید شولته در واشنگتن پست به آن اشاره کرده است، تعداد ساعاتی که مادران با کودکان بین سه تا 11 سال می گذرانند، نمی تواند رفتار، رفاه یا پیشرفت کودک را پیش بینی کند. کی نوماگوچی، همکار این مطالعه و جامعه شناس دانشگاه بولینگ گرین، در این باره می گوید: «استرس مادران، به ویژه هنگامی که مادران به دلیل مشاجره با کار و تلاش برای یافتن وقت با کودکان دچار استرس می شوند، ممکن است روی بچه های آنها تأثیر بدی بگذارد.»

منبع: businessinsider.com

نظرات کاربران:
nastaran
پاسخ به این نظر
10:57 - 29 شهریور 00

سلام خسته نباشید من 30 ساله و همسرم 36 ساله هستن و یک دختر 5 ساله داریم. همسرم به دخترم علاقه خیلی زیادی داره و اصلا دوست نداره دخترم هیچ ناراحتی و سختی براش بوجود بیاد بخاطر همین هم بهش خیلی سخت میگیره مثلا نمیذاره زیاد با دوستاش بازی کنه خصوصا پسرا و میگه اذیتش میکنن و هم اینکه متاسفانه هرچی دخترم میخواد براش میخره یعنی دخترم اخم کنه یا گریه کنه همسرم تحمل نداره و سریع براش چیزیو که بخواد میخره و مشکل من اینه که دخترم به شدت لوس شده و وقتی من مثل باباش رفتار نمیکنم اصلا طاقت نمیاره من چطور باید این مشکل رو با همسرم حل کنم و ایا میشه دخترم از این لوس بودن دربیاد یا دیگه دیره؟؟؟

0 0
nasim
14:15 - 4 مهر 00

سلام حتما با همسرتون برید مشاوره چون قطعا در اینده مشکلات بیشتری هم برای دخترتون بوجود میاره چون نمیتونه احساساتشو مدیریت کنه اول خودتون برید مشاوره و توضیح بدید بعد همسرتون برن تا متوجه رفتار اشتباهشون بشن دخترتون هم میتونه بهتر بشه هنوز سنش خیلی بالا نیست که نشه کاریش کرد اما خب هرچقد زودتر اقدام کنید قطعا بهتره یچیز دیگه هم که خیلی بده اینه که رفتار شما و همسرتون با دخترتون متفاوته اینم خودش میتونه باعث بشه که دخترتون اسیب ببینه

0 0
zohre4
پاسخ به این نظر
15:57 - 22 مهر 00

مطلب جالبی بود منتها اکثر خانواده های ایرانی یا خیلی سخت گیر هستن یا کلا بچه رو ول میکنن که این خیلی بده ولی اون سبک مقتدرانه که گفتید جالب بود کلا یخورده برامون سخته که تعادل رو حفظ کنیم و متاسفانه با این کار به بچه اسیب زیادی می زنیم ولی خب یچیزی که هست اینه که حفظ کردن تعادل هم سخته اول باید پدرمادر خودشون یاد بگیرن که ادم بهتری باشن بعد به فکر بچه اوردن بیفتن

0 0
پیمان
22:33 - 18 آبان 00

آره آره دقیقا همینجوریه کلا تعادلی وجود نداره من خودم دو دسته دوست داشتم یا کلا هیچ کنترلی نمیشدن از سمت خانواده یا اینکه واس کوچکترین چیزها هم از خانواده اجازه میگرفتن حتی یه بیرون ساده خلاصه خیلی ناجوره اوضاع تربیتی تو نسل های قدیمی تر البته فکر میکنم این نسل جدید که پدر و مادر بشن اوضاع بهتر بشه و شیوه های جدید تربیتی رو استفاده کنن

0 0
سپیده
پاسخ به این نظر
19:25 - 25 آبان 00

سلام من فکر میکنم که باید بچه هارو ازاد بذاریم تا خودشون رشد پیدا کنن و بازی هایی که دوست دارن انجام بدن این خیلی مهمه نباید به زور بچه هارو جایی بفرستیم کلاس های مختلف بذاریم تا اذیت بشن و بهشون سخت گیری کنیم بچه ها دنیای خودشون رو میتونن به بهترین نحو بسازن

0 0
سما
پاسخ به این نظر
12:43 - 5 دی 00

سلام من خیلی تلاش میکنم که دخترم رو درست تربیت کنم و نمیدونم چقدر موفق بودم درمورد اعتماد به نفس من معمولا جلو کارها و خرابکاری های دخترمو نمی گیرم چون دنبال کشف کردنه‌. مثلا بیرون ک میریم اگر بچه ای باشه و بخاد با دخترم بازی کنه معمولا کنارشون میشینم و اجازه میدم خودشون با هم کنار بیان و اگر درگیر بشن از دخترم دفاع میکنم ولی در مورد اون بچه باهاش حرف میزنم ک مثلا ببین فلانی هم دوست داشت مثل تو نقاشی بکشه. بهش اجازه بده. نمیدونم درسته یا نه ولی دخترم رفتارهای آزاردهنده ای نداره

0 0
افزودن نظر:
captcha