ورود / عضویت
021-22004925
تعیین وقت مشاوره
مرکز مشاوره مکث
تعیین وقت مشاوره
عنوان مطلب: مادران و افسردگی (علائم و تاثیر بر خانواده)

مادران و افسردگی (علائم و تاثیر بر خانواده)

وقتی که مادر خانواده افسردگی دارد همه اعضا خانواده آنرا احساس می کنند. شاید او وظایف روزانه اش را به تعویق بیاندازد، همیشه در خودش فرو رود و یا زودتر از حد نرمال از کوره در رود. فرزندان او خستگی، تحریک پذیری، نیاز به تنهایی وی را که نشانه های بیماری روانی است درک نمی کنند و ممکن است خود را به خاطر تغییرات ایجاد شده در خانه سرزنش کند.

دیگر بزرگسالانی که در این خانه زندگی می کنند نیز از تیررس استرس مادر در امان نخواهند بود. مهم است که برای کمک به دیگر اعضای خانواده و اینکه اعضا خانواده بتوانند به مادر کمک کنند، می بایست کل افراد نسبت به آنچه در خانه اتفاق می افتد، صادق باشند. این بدین معنی است که مادر با بچه ها از زبان مناسب استفاده کند و با همسر نیز واضح و مشخص صحبت کند. 

متخصصان معتقدند که هیچ ساختار مشخصی وجود ندارد که چه میزان باید مشکل را با کودکان در میان گذاشت و از چه کلماتی باید استفاده کرد. هر مادر و پدری بر اساس شخصیت فرزندش در این باره باید تصمیم بگیرد. بعضی کودکان حتی در سن کودکی بطور طبیعی بسیار دلسوزند، درک بالایی دارند و کمک حال پدر و مادرند. بعضی دیگر ممکن است با شرایط بیشتر کلنجار روند، بطوریکه ممکن است که نوع ارتباط با آنها با موضوع، تأثیر کلیدی بر درمان نیز بگذارد.

نکته مهم این است که خیلی مشخص و واضح به کودک بگویید که علت ناراحتی، اضطراب، تحریک پذیری و خشم مادر، او نیست.

در این زمان به فرزندتان اطمینان دهید که هر کاری که می توانید انجام می دهید که زودتر بهتر شوید. در حقیقت برای برخی از زنان، تحقق بخشیدن به این قول، یک انگیزه مهم برای بهبود و رهایی از افسردگی است.

مادران و افسردگی

بعد از اینکه فرزند دوم بدنیا آمد، مگی دچار بدترین فاز افسردگی خود شد. وی به ندرت غذا می خورد و از حمام رفتن غفلت می ورزید تا اینکه کودک دو ساله اش یک روز به او گفت که آیا امروز روز شادی خواهیم داشت یا همچنان باید غمگین باشیم. مگی می گوید آن روز برای من تلنگری بود، با خود فکر کردم من باید این چرخه معیوب را بشکنم زیرا موجب می شود تأثیرات بدی بر کودکم بگذارد.

تأثیرات افسردگی بر رفتار فرزندان

تحقیقات نشان می دهند که افسردگی مادران بیش از پدران بر فرزندان تأثیر منفی می گذارد. گرچه برخی تلاش می کنند این اختلاف را محدود کنند، با این وجود روشن است که افسردگی در والدین چه مادر و چه پدر در طول سال های شیرخواری و نوپایی بر شیوه رفتار و رفتارهای درونی فرزند تأثیرات ماندگاری می گذارد.

تحقیقی در فرانسه در سال 2015 که نتیجه آن در ژورنال متخصصان اطفال چاپ شده است، نشان می دهد که کودکان مادرانی که دارای افسردگی مزمن بودند، مشکلات هیجانی و رفتاری بیشتری را نشان می دادند. تحقیق قدیمی تری نتیجه مشابهی را نشان داد ولی این تحقیق در این زمینه بود که حتی در مواردی که نشانه های خفیف تری نشان می دادند نیز ارتباط معنی داری را نشان می داد.

مگی که در حال حاضر مادر پنج فرزند 2 تا 9 ساله است، عنوان می کند که  فرزندانش به سادگی تحریک پذیری او را تقلید می کنند. وی می گوید به نظر می رسد که خلق پایین من بر روی آنها نیز تأثیر می گذارد، بطوریکه آنها شروع به برداشتن وسایل یکدیگر می کنند، یکدیگر را اذیت می کنند، بر سر اسباب بازی های خود با هم دعوا می کنند و یا حتی صدای تلویزیون را بلند می کنند که برنامه مورد علاقه خود را ببینند. من فکر می کنم این روش ناخودآگاه آنها است که توجه من را جلب کنند؛ حتی اگر این جلب توجه فقط پنج دقیقه مرا وادار نماید که برای داد زدن بر سرشان از اتاقم بیرون بیایم.

صحبت مادر با کودک درباره وضعیت حال روحی خود

مگی در مورد افسردگی و اختلال اضطراب فراگیری که با آن درگیر بود با هر یک از فرزندانش صحبت کرد. او می توانست با پسر بزرگترش که می توانست با چالش های هیجانی او همدلی نماید، واضح تر صحبت کند و مثال هایی بیاورد که او بهتر شرایط را درک نماید.

مگی در ارتباط با دختر هفت ساله اش به او متذکر می شود که لطفاً چند روزی به وی فرصت دهد و به جای گریه کردن در زمان استراحت، برای چند روز شرایط را مدیریت کند. مکالمه آنها به اینجا ختم می شود که قول می دهم وقتی مامان حالش بهتر شد، باز دوباره زمان های استراحتت کنارت بخوابم. در حال حاضر ذهنم خسته است و احساس می کنم غمگینم. بنابراین از تو می خواهم که کمی به من زمان دهی تا بهتر شوم. مطمئن باش بعد از آن بهترین کاری که بتوانم را برایت انجام دهم.

علائم و تاثیر افسردگی مادر بر خانواده

دختر چهار ساله اش زمانی که توجه وی را ندارد، رفتاری شیطنت آمیز از خود نشان می دهد. مگی می گوید در این زمان سعی می کنم رفتاری منطقی داشته باشم و از آنها می خواهم که یکی دو ساعت با یکدیگر بازی کنند، تلویزیون تماشا کنند و توضیح می دهم که این زمان نامحدود نیست.

زمانی که پسر امیلی چهار ساله بود، او چیزهایی شبیه به این به او می گفت: گاهی مغز مامان بخوبی کار نمی کند؛ او حتی اگر بخواهد نمی تواند خلق خوبی داشته باشد. حال که پسرش ۷ ساله است بعضی مباحث علمی را درباره مغز و انتقال دهنده های عصبی مغز که موجب ناراحتی او می شود را برایش به زبان ساده می گوید.

از آنجایی که امیلی درباره احساسش به شفافیت صحبت کرده، او می تواند پسرش را برای تغییرات خلقی که احتمالاً پس از زایمان تجربه خواهد کرد، آماده نماید. او برای پسرش توضیح داده بود که ممکن است بر اثر افسردگی پس از زایمان مدتی نیاز به سازگاری داشته باشد. به او  گفته بود که زمانی که مغز مامان مریض بود را به خاطر داری؟ چنین چیزی موجب می شد که پسرش کمی بترسد.

زبان علمی باعث می شد که بداند بیماری مادرش علتی پزشکی دارد و او در این زمان هیچ تقصیری ندارد. اگر با کودکان خود اتفاق پیش رو را در میان گذارید، ممکن است عذاب وجدانی که برای کودکان اتفاق میافتد را کاهش دهد. حتی برای کودکان خردسال نیز اتفاق می افتد که اغلب وقتی والدین آنها مشکل دارند، سعی می کنند که وضعیت را بهتر نمایند و نقش سرپرست را بازی نمایند. چنین چیزی احتمالاً به این خاطر است که کودکان کمی احساس عذاب وجدان می کنند و می خواهند حال والدینشان را در آن زمان بهبود بخشند.

توجه کنید در این زمان به آنها بگویید که لازم نیست آنها نقش پدر و مادر را برای شما بازی کنند ولی توجه کنید این رسیدگی آنها به نظر می رسد تا حدی نیز به خاطر همدلی است که لزوماً چیز بدی نیست.

به این مسأله نیز توجه کنید که افسردگی شما برای فرزندانتان آخر دنیا نیست؛ چرا که اگر به روشی کارا با آنها تعامل کنید، آنها درک خواهند کرد که گاهی ممکن است هر کسی نیاز داشته باشد بر روی احساساتش کار کند و واقعیت زندگی این نیست که همه در هر حالتی خوشحال و سر حال باشند و گاهی نیز برای هر کسی پیش می آید که خلق پایین را تجربه کند.

نویسنده: پندار فاضل

اشتراک در شبکه های اجتماعی:
(13 رای)
افزودن نظر:
CAPTCHA2
×

امتیاز دهی به مطلب: مادران و افسردگی (علائم و تاثیر بر خانواده)

خیلی بدبدمتوسطخوبعالی
×

تعیین وقت مشاوره حضوری

CAPTCHA