22006198 021

مسخره کردن دیگران و راهکارهای مقابله با مسخره شدن

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(25 رای)
مسخره کردن دیگران و راهکارهای مقابله با مسخره شدن

مسخره کردن دیگران، به نوعی رفتاری ضد اخلاقی و اجتماعی است و از آن جایی که برخی از افراد عادت به مسخره کردن دیگران دارند. باید بدانند احساسی از خشم، نامهربانی، عصبانیت و به میزانی تحقیر شدن را با خود دارند که به واسطه هر امری این احساس را به دیگران منتقل می کنند. مسخره کردن دیگران و راهکارهای مقابله با مسخره شدن را در این مقاله بررسی خواهیم کرد.

نادیده گرفتن احساسات

افرادی که میل به مسخره کردن دیگران دارند، می خواهند حجمی از این احساسات خود را نادیده بگیرند و آن را به دیگران منتقل کنند تیکه های کلامی در قالب شوخی نیز، رفتار هایی از این دست می باشند که افراد به دلیل قبول نکردن این احساسات در خود به دیگران انتقال می دهند.

مسخره کردن دیگران و راهکارهای مقابله با مسخره شدن

یادگیری مهارت های زندگی مانند (خود آگاهی، مدیریت استرس، مدیریت خشم و رفتارهای جرات ورزانه) از راهکارهای مقابله با مسخره شدن است. وقتی فردی مورد تمسخر قرار میگیرد، رنج زیادی را متحمل می شود و احساس می کند دوست نداشتنی و غیر قابل پذیرش است. از این رو مایل است کمتر در جمع حاضر شود و نیز، معاشرت کمتری داشته باشد، در ارتباط هایش محدود می شود و احساس ناخوشایندی به خود خواهد داشت.

اما مهم اینجاست که بدانیم فردی که دیگران را مورد تمسخر قرار می دهد باید از احساسات خود با خبر باشد و بداند چرا و به چه دلیل، احساسات سرکوب شده و خشم فروخورده خود را در غالب مسخره کردن، دست انداختن و شوخی های تند به دیگران القا می کند.

مسخره کردن

این افراد شاد نیستند و مدام درگیر حسی هستند که با دیدن هر فردی در وجودشان رشد می کند، این احساسات سرکوب شده، باعث میشود با اولین نشانه در دیگران روشن و واضح شود و بروزی مانند مسخره کردن داشته باشد.

خودآگاهی

بنابراین هر فردی که عادت هایی از این دست دارد باید پیش از اینکه خود را فردی شوخ طبع، نکته بین و طناز بداند، خود را فردی با احساسات سرکوب شده و احوالی ناخوشایند بداند که نیاز به کمک دارد.

کمک کردن به این افراد با شناخت آغاز می شود، وقتی ما به عنوان فردی برای خودمان واضح شود که به چه دلیل چه رفتاری را انجام می دهیم، دیگر احساس سرگردانی و گیجی نمی کنیم و خود را نه معصوم و مظلوم فرض می کنیم و نه خبیث و لجباز، فقط و فقط می توانیم با نگاهی بدون قضاوت به خودمان بپردازیم که رفتارهایی از این دست، ریشه در چه اتفاقاتی در گذشته ما دارند که امروزه به این شکل خود را نمایان می کنند.

همچنین وقتی که از سمت دیگران مسخره می شویم و احساس آزردگی می کنیم باید بدانیم که شناخت از توانایی هایمان می تواند باعث شود که رفتار دیگران را جدی نگیریم و بتوانیم درک کنیم که چرا و به دلیل چه رفتارهایی دست به این کار می زنند. عملکرد ما نباید تحت تاثیر رفتارهای دیگران باشد و باید بتوانیم بر احساسات خود مسلط باشیم و به مسیر خود فکر کنیم.

نکته آخر

بنابراین شناخت اولین مرحله درمان است و پس از آن تغییر نگرش به رفتارها و احوالی که در تجربه آن هستیم. وقتی برای خودمان واضح شد دلیل رفتارهای تخریب گرانه مان چیست، می توانیم کمی با خودمان آسوده تر باشیم، زیرا به شناخت دست پیدا کرده ایم و پس از آن تغییر در نگرشمان و ایجاد دیدگاهی جدید در خودمان باعث تحمل و بازبینی محیط اطراف و فضای موجود می شود.

از این رو می توانیم به مرور احساسات خوشایندتری را تجربه کنیم. دوست داشتن دیگران، مورد لطف و مهر قرار دادنشان باعث می شود به غیر از انتقال احساسات خوب به آن ها، خودمان نیز به بلوغ روانی و سطحی از آرامش دست پیدا کنیم. بنابراین پس از این می توانیم خودمان را عادت به رفتارهایی دوستانه بدهیم که دیگران در کنارمان زخمی و غمگین نباشند و با بودن حتی لحظه ای در کنارمان احساس آرامش و اطمینان خاطر پیدا کنند.

افزودن نظر:
captcha