22004925 - 021

کاربرد هوش هیجانی برای مدیران

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(37 رای)
کاربرد هوش هیجانی برای مدیران

کاربرد هوش هیجانی برای مدیران تا چه اندازه مهم است؟ مدیریت هیجانات، ارتباط موثر با کارمندان و شناخت و درک احساسات مشتریان شامل شناسایی هوش هیجانی می شود. در واقع آی کیو می باشد، تفاوت دارد. از نگاه روانشناسی در واقع هوش هیجانی دست آوردن شناخت افراد از خود و نیازهایشان است و وقتی که بتوانند از هوش هیجانی شان به بهترین شکل استفاده کنند. همچنین مدیران در کنار هوش فردی میتوانند در موقعیت های سازمانی و یا شرکتی در جهت هدایت مشکلات از هوش هیجانی و مهارت های فردی نیز استفاده کنند.

افزایش هوش هیجانی نیاز به رشد و پرورش و تمرین دارد. در واقع افراد پس از شناخت خود، نیازها و سلایق، پیش زمینه آن را پیدا می کنید و با اضافه کردن یکسرس مهرات فردی، در جهت پیشرفت هر روزه خود گام برمیدارید.

هوش هیجانی چیزی جدا از هوش فردی است. به این صورت که ممکن است فردی بسیار باهوش باشد مثلاً نمرات بالای درسی داشته باشد، موسیقی خوب بنوازد، شاگرد اول دانشگاه باشد، رتبه یک کنکور شود اما از هوش هیجانی بهره ایی نبرده باشد. اما هستند مدیرانی که با افزایش مدیریت هوش هیجانی میتوانند با دست آوردهای علمی بزرگ و به خلاقیت های وسیع دست پیدا کنند. مدیریت داشته باشند، برنامه ریزی دقیق کنند و رهبریِ گروهی را به عهده بگیرند.

در واقع این افراد به احساسات خودشان و هیجاناتشان مشرف هستند و به آنها اجازه بروز و ظهور میدهند؛ از ریسک کردن و انجام فعالیت های جدید نمیترسند زیرا از شکست ترسی ندارد. البته ممکن است افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند اگر در مسیر شناخت خود و استفاده صحیح از هوش هیجانیشان برنیایند. در مسیر های غلط از آن استفاده کنند که همان خلاف کاران باهوش و یا فوق حرفه ایی شناخته میشوند؛ همان هایی که رهبران گروه های خلاف کاری هستند. در اینجا میخواهیم به رشد هوش هیجانی بپردازیم زیرا کودکانی که بتوانند از هوش هیجانی خود استفاده کنند، از آسیب دور میمانند.

در واقع تلفیق هوش فردی و انجام عمل در زمان درست را هوش هیجانی رقم میزند.

کودکی که پیش از این، مادرش بارها به او گفته از دست هیچ کسی خوراکی نگیرد، در یک لحظه در پارک شخصی نامعلوم خوراکی مورد علاقه اش را به او تعارف میکند. کودکی که با هوش هیجانی، احساسات و نیاز های خود آشناست، قبل از هر رفتاری به دنبال مادرش و تایید مادر میگردد تا اجازه او را حتی با اشاره سر پیش از گرفتن خوراکی بگیرد. دور ماندن از آسیب، پرورش استعدادها، مدیریت، پیدا کردن مسیر مورد علاقه برای پرورش نیازها، از عوامل شناخت و افزایش هوش هیجانی و پرورش آن است.

هوش هیجانی برای مدیران

تفاوت هوش هیجانی با هوش فردی

هوش فردی ثابت است اما هوش هیجانی رشد و بهبود پیدا میکند؛ برای افزایش هوش هیجانی و رسیدن به دستآوردهای آن، نیاز به شناخت، درک، بروز و کنترل احساسات داریم. وقتی کودکی احساسات خود را نشناسد و نداند چه زمانی و چرا، از چه چیزی ناراحت و یا خشنود است، از بروز احساسات ترس داشته باشد. همچنین واکنش هایی غیر از احساسات واقعی خود نشان دهد، باعث تحلیل هوش هیجانی خود و رشد نکردن آن می شود.

در دیدگاه روانشناسی آشنایی با فیزیولوژیک، رفتار و احساسات، مثلث شناخت هوش هیجانی میباشند و برای رشد و پرورش آن شناخت از هر سه این موارد مهم است. این شناخت از بدن، احساسات و رفتار باعث درک اطرافیان و عمل کردن مناسب در لحظه مناسب میباشد. در واقع هوش هیجانی یک ترفند است که با شناخت خودمان به برقراری رابطه بهتر و دور ماندن از آسیب و رشد فردی و اجتماعی منجر میشود. افراد باهوشی که کنترلی بر گفتار، احساسات و نیازهای خود ندارند، علی رغم هوش زیادشان، شاید نتوانند روابط اجتماعی سالم و پخته ایی برقرار کنند؛ پس هوش هیجانی مکملی اساسی بر هوش فردی است که با شناخت و پرورش، نیازهای فردی و اجتماعی را مرتفع میکند.

کاربرد هوش هیجانی برای مدیران

شناخت احساسات کارمندان

شناخت احساسات به شناخت محیط پیرامون منجر میشود که اولین قدم در رشد هوش هیجانی است. درک از بدنمان، احساساتمان در شرایط مختلف، اینکه در چه لحظه ایی چه احساسی داریم، اگر شادیم دلیل شاد بودن، اگر خشمگینیم دلیل خشممان را بتوانیم بشناسیم. یا راجع به آن بتوانیم حرف بزنیم، در واقع سردرگم بودن در احساسات باعث گیجی مداوم و دور بودن از سطح ناخودآگاه میشود. وقتی ندانیم چه احساسی داریم و چرا، از خودمان و سطحی از شناخت خودمان دور میمانیم.

درست شنیدن در مذاکره

علم روانشناسی صنعتی و سازمانی به درست شنیدن مدیران بسیار تاکید دارد. درست شنیدن و یا همان خوب گوش کردن به معنی شنیدن محیط اطرافمان و غافل نبودن از آنچه که میگذرد است. آموزش خوب گوش کردن در کودکان از سن سه سالگی شروع میشود. وقتی با کودک مشغول قدم زدن هستید، توجه او را به صداهای اطراف معطوف کنید؛ صدای پرنده ها، ماشین ها، صدای آب، صدای بازی کودکان. در واقع خوب گوش کردن در مذاکره و شناخت زبان بدن افراد قدرت مذاکره شما را چند برابر افزایش می دهد، زیرا نقاط قوت و ضعف فرد مقابلتان را می توانید به درستی تشخیص دهید.

درست دیدن و کلان دیدن سازمان

دیدن محیط اطراف که البته با دقت دیدن و توانایی تحلیل آنچه که در محیط میگذرد، بسیار مهم است. دیدن نه به معنای قدرت بینایی داشتن بلکه به معنای مهارت ریزبینی، تحلیل کردن و توانایی بررسی احساساتمان در آنچه که دیده میشود با این تفاوت که هر کسی که چشم دارد هوش هیجانی هم دارد که فرض غلطی است. زیرا دیدن و نکته بین بودن و درک از احساساتمان در آنجه که میبینیم ریشه در رشد هوش هیجانی دارد.

/// شماره های تماس ///

ادراک از خود در لحظه

وقتی بتوانیم احساساتمان را بشناسیم، با دقت گوش دهیم و با دقت ببینیم، به سطحی از ادراک و شناخت از خود دست پیدا میکنیم که مهمترین بخش از رشد هوش هیجانی میباشد. اینکه بدانیم در لحظه چه احساسی داریم، چه میخواهیم و چرا (پیدا کردن چرایی ها بسیار مهم هستند) به سمت رشد هوش هیجانی و استفاده از هوش هیجانیمان قدم برمیداریم. بسیاری از افراد به رغم داشتن ضریب هوشی بالا متاسفانه هوش هیجانی پایینی دارند. از هوش هیجانی به عنوان توانایی شناسایی، ارزیابی و کنترل احساسات خود و دیگران یاد شده است. تلاش کنید هوش هیجانی خود را ارتقا داده و از آن بهره لازم را ببرید.

احساسات خود را بشناسید

توانایی تشخیص و درک احساسات شخصی، اولین کلید موفقیت در زندگی و کار است. با درک احساسات خود، می توانید آنها را به رسمیت شناخته و بدانید که چگونه قادر هستید افکار و رفتار خود را تحت تأثیر قرار دهید.

  1. توانایی شناخت و درک احساسات خود را بیابید و آن را تقویت کنید.
  2. نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنید و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.
  3. از نقاط ضعف خود با خبر باشید تا از بازخوردهای اطرافیان سود ببرید.
  4. تلاش کنید از هیجانهای خود آگاه شوید.
  5. بهتر است برای هر کدام از هیجانات خود نامی برگزینید.

احساسات خود را مدیریت کنید

کلید مدیریت موفق توانایی تغییر سریع در صورت پی بردن به رفتارهای نادرستی است که کمکی به تحقق اهداف یا برقراری ارتباطات شما نمی کنند. مثلاً احساس خشم برای همگان قابل درک است. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند به خوبی میدانند برقراری ارتباط با کارکنان در حالت عصبانیت کمک زیادی به تحقق اهداف نمیکند.

  1. آگاهانه تصمیم بگیرید که با افراد خشمگین در آن حالت صحبت نکنید.
  2. اجازه دهید افراد بتوانند در موقعیتی بهتر احساسات خود را بدون خشم ابراز کنند.
  3. هیجانات خود را حتماً ابراز کنید.
  4. هیجان خود را به گونه ای مناسب و بدون حمله به طرف مقابل بیان کنید.
  5. هیجانات خود را با پرخاشگری و تهاجم بیان نکنید.

همیشه آرام و صبور باشید

افرادی که دارای هوش هیجانی بالا هستند، در نهایت کار هدف آنان فقط حل کردن مشکل نیست، بلکه به دنبال برقراری رابطه ای مستحکم تر نیز هستند.

  1. در صورت بروز تناقضات و استرس آرامش خود را حفظ کنید.
  2. نسبت به شرایط به طور مناسب اظهار نظر کنید.
  3. اعمال مقتضی شرایط انجام دهید تا اینکه تناقض ایجاد شده را حل کنید.
  4. در لحظه های هیجانی، نظیر عصبانیت، استرس و سردرگمی حالت منفی در ما ایجاد می شود آرام سازی خود را تمرین کنید.
  5. در این شرایط تصمیم گیری را به تعویق بیندازید.

کاربرد هوش هیجانی

احساسات دیگران را به دقت و دقیق تفسیر کنید

قدم دیگر توانایی تفسیر ارتباطات کلامی و غیرکلامی دیگران و آگاهی از احساسات پنهان پشت هر ارتباط است.

  1. توانایی قدرت شناخت احساسات دیگران را در خود تقویت کنید.
  2. رفتارها و اعمال غیر کلامی افراد را درک کنید.
  3. خود را در موقعیت دیگران قرار دهید.
  4. برای شناخت و درک احساسات دیگران از خود بپرسید اگر من در این موقعیت قرار میگرفتم، چه احساسی داشتم.
  5. نسبت به هیجانهای دیگران فوق العاده حساس، دقیق و هوشیار باشید.
  6. به رفتارهای غیرکلامی توجه دقیق و آگاهانه داشته باشید.

از بازخورد دیگران استفاده کنید

درخواست بازخورد، نشانه ای از اعتماد و قدرت است و نشانه ای از درک مناسب شما از هوش هیجانی است، به یاد داشته باشید که با تمرکز بر این نکته قادر خواهید بود هوش هیجانی خود را افزایش دهید.

  1. سعی کنید بر اساس بازخورد دریافت شده عمل کنید.
  2. در برقراری ارتباطات با دیگران سازگارتر باشید.
  3. روابط خود با دیگران را به طور موثر کنترل کنید.
  4. در صورت ضرورت توانایی سازگاری و تغییر داشته باشید.
  5. روابط خود و دیگران را مدیریت کنید.
افزودن نظر:
CAPTCHA




ورود / عضویت
صفحه اصلی ذهن و دارو سنجش هوش و استعدادیابی کارگاه ها همکاری با مکث طرف های قرارداد تماس با مکث