محققان و روانشناسان نظریههای مختلفی در مورد انگیزه تدوین کردهاند. هر نظریه، بخشی از جنبههای انگیزشی را توضیح میدهد، اما با بررسی ایدههای اصلی پشت آنها، میتوانیم درک بهتری از انگیزه به عنوان یک مفهوم کلی به دست آوریم.
انگیزه چیست و چرا اهمیت دارد؟
انگیزه نیرویی است که باعث شروع، ادامه و حفظ رفتارهای هدفمند میشود. این همان چیزی است که موجب میشود برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنیم. انگیزه میتواند تحت تأثیر عوامل بیولوژیکی، اجتماعی، عاطفی و شناختی قرار گیرد.
طبق تئوریهای انگیزشی غریزهمدار، انسانها به این دلیل که در جریان روند تکاملی برای انجام کارهای خاصی برنامهریزی شدهاند، انگیزه دارند که به شیوههای خاص و منحصربهفردی رفتار کنند. نمونهای از این امر در دنیای حیوانات، مهاجرت فصلی است. این حیوانات یاد نمیگیرند که این کار را انجام دهند، بلکه این یک الگوی رفتاری ذاتی و غریزی در آنهاست. غرایز، در برخی گونهها انگیزهای برای مهاجرت در زمانهای مشخصی از سال ایجاد میکند.
ویلیام جیمز لیستی از غرایز انسانی ارائه کرد که شامل دلبستگی، بازی، شرم، عصبانیت، ترس، کمرویی، فروتنی و عشق است. مشکل اصلی این نظریه این است که بهجای توضیح علت رفتار، صرفاً آن را توصیف میکند.

شش ایده اصلی پشت تئوریهای انگیزشی
در ادامه، به شش ایده اصلی پشت تئوریهای انگیزشی میپردازیم:
1. نظریه غریزهای انگیزش
این نظریه بیان میکند که برخی از رفتارهای انسان نتیجه غرایز ذاتی هستند. همانطور که پرندگان بهطور غریزی در فصلهای خاصی مهاجرت میکنند، انسان نیز دارای غرایز طبیعی مانند دلبستگی، بازی، ترس و عشق است. با این حال، این نظریه بهتنهایی نمیتواند پیچیدگیهای انگیزه انسانی را توضیح دهد. تحقیقات جدید در روانشناسی تکاملی نشان داده است که ژنتیک و محیط هر دو در شکلگیری انگیزههای ذاتی نقش دارند.
2. نظریه تشویقی انگیزش
طبق این نظریه، پاداشهای بیرونی باعث ایجاد انگیزه در افراد میشوند. به عنوان مثال، انگیزه شما برای کار کردن ممکن است دریافت حقوق باشد. این نظریه شباهتهایی با شرطیسازی رفتاری دارد و بیان میکند که افراد برای کسب پاداش، رفتارهای خاصی را تقویت میکنند. هرچه پاداش جذابتر باشد، انگیزه برای انجام کار نیز بیشتر خواهد بود. این رویکرد در مدیریت منابع انسانی بسیار کاربرد دارد، جایی که شرکتها با ارائه پاداشهای مالی و غیرمالی، انگیزه کارکنان را افزایش میدهند.
پیشنهاد میکنیم بخوانید: ایجاد انگیزه و اشتیاق برای موفقیت در زندگی
3. نظریه محرک انگیزشی
این نظریه تأکید دارد که افراد برای کاهش تنشهای درونی ناشی از نیازهای برآوردهنشده، انگیزه میگیرند. مثلاً وقتی تشنه هستید، انگیزهای برای نوشیدن آب پیدا میکنید. با این حال، برخی رفتارها مانند خوردن غذا بدون احساس گرسنگی، این نظریه را به چالش میکشند. این نظریه در حوزه تغذیه و روانشناسی سلامت مورد استفاده قرار میگیرد، جایی که افراد برای کنترل بهتر رژیم غذایی خود، باید انگیزههای زیستی و روانی را بشناسند.

4. نظریه برانگیختگی انگیزشی
براساس این نظریه، افراد سطح برانگیختگی خود را تنظیم میکنند. برخی افراد برای افزایش برانگیختگی، فعالیتهایی مانند ورزش یا تماشای فیلم هیجانانگیز انجام میدهند، درحالیکه دیگران برای کاهش برانگیختگی، به استراحت و مدیتیشن میپردازند. سطح بهینه برانگیختگی برای هر فرد متفاوت است. این نظریه در روانشناسی ورزشی مورد توجه است، جایی که مربیان با درک سطح برانگیختگی ورزشکاران، بهترین برنامههای تمرینی را برای آنها تنظیم میکنند.
5. نظریه انسانگرایانه انگیزشی
نظریههای انسانگرایانه، مانند سلسلهمراتب نیازهای مازلو، بر این باورند که انگیزه انسان تنها به نیازهای فیزیولوژیکی محدود نمیشود. افراد ابتدا نیازهای اساسی مانند غذا، امنیت و عشق را برآورده میکنند و سپس به سمت خودشکوفایی حرکت میکنند. این نظریه تأکید دارد که انسانها انگیزهای درونی برای رشد و پیشرفت دارند. در محیطهای آموزشی، این نظریه به طراحی سیستمهای یادگیری شخصیسازیشده کمک میکند که دانشآموزان را به رشد و خودشکوفایی ترغیب میکند.
6. نظریه انتظار انگیزشی
این نظریه بیان میکند که افراد براساس پیشبینیهای خود درباره نتایج، انگیزه میگیرند. سه عامل کلیدی در این نظریه وجود دارد:
- انتظار: آیا فرد معتقد است که توانایی دستیابی به هدف را دارد؟
- عملکرد: آیا فرد باور دارد که اقدامات او تأثیر مستقیمی بر نتیجه دارد؟
- ارزش: میزان اهمیتی که فرد برای نتیجه قائل است.
اگر افراد باور داشته باشند که تلاش آنها نتیجهبخش است و ارزش بالایی دارد، انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر خواهند داشت. این نظریه در محیطهای کسبوکار و مدیریت عملکرد کارکنان بهکار گرفته میشود تا بهرهوری را افزایش دهد.

چگونه از این نظریهها در زندگی شخصی و حرفهای استفاده کنیم؟
درک این نظریهها میتواند به بهبود عملکرد فردی و سازمانی کمک کند. برای مثال:
- مدیران منابع انسانی میتوانند از نظریه تشویقی برای افزایش انگیزه کارکنان از طریق پاداشها و مزایا استفاده کنند.
- رواندرمانگران میتوانند با استفاده از نظریه برانگیختگی، درمانهایی متناسب با سطح انگیزشی بیماران طراحی کنند.
- معلمان و مربیان میتوانند با در نظر گرفتن نظریه انسانگرایانه، دانشآموزان را برای رشد شخصی و تحصیلی تشویق کنند.
- کارآفرینان میتوانند با استفاده از نظریه انتظار، اهداف خود را مشخصتر کرده و مسیر موفقیت را هموارتر سازند.
نتیجهگیری
انگیزه یکی از عناصر کلیدی در رفتار انسان است و درک آن به ما کمک میکند تا بهرهوری و رضایت بیشتری در زندگی داشته باشیم. با ترکیب این نظریهها و بهکارگیری آنها در محیط کار و زندگی، میتوانیم به اهداف خود نزدیکتر شویم و کیفیت زندگی خود را ارتقا دهیم. این نظریهها نه تنها به ما درک بهتری از رفتار خودمان میدهند، بلکه به ما ابزارهای عملی برای هدایت و افزایش انگیزه در دیگران ارائه میکنند.