ورود / عضویت
021-22004925
تعیین وقت مشاوره
مرکز مشاوره مکث
تعیین وقت مشاوره

چرا با شوهرم مشکل دارم؟

چرا با شوهرم مشکل دارم؟

همیشه گله دارم که با شوهرم مشکل دارم اما داشتن مشکلات در زندگی مسئله ایی عادی است، از آنجایی که هیچ فردی خود به تنهایی بدون دغدغه و مشکل نمیباشد، بنابراین نمیتوانیم انتظار داشته باشیم در یک زندگی مشترک با همسرمان بدون هیچ مشکلی باشیم و همیشه در یک شادی وصف ناپذیر زندگی خود را سپری کنیم.

با شوهرم مشکل دارم 

هیچ زندگی بدون دردسر و مشکلات نخواهد بود، بنابراین پیش از آنکه شروع به شمردن مسائلی که باعث دلخوریمان میشود بهتر است خودمان را در واقعیت زندگیمان ببینیم و به طور واقع گرایانه به اصل یک رابطه زناشویی و مشترک فکر کنیم. انتظاراتی که هر زنی در زندگی مشترک از همسر خود دارد، اگر در زندگی که به خواست خود در آن پا گذاشته غیر واقعی باشد باعث ظهور بسیاری از مشکلات جدید میشود.

بایدها و نبایدها که چرا با شوهرم مشکل دارم

جدای از هر مسئله مهم و واضحی که نباید در هیچ رابطه اشتراکی و زناشویی اتفاق بیفتد مانند: (خیانت، دروغ، بی صداقتی) مسائل دیگر و روابط دیگر جزیی از یک رابطه دو نفره، از دو فرهنگ و خانواده جداگانه است.

از آنحایی که دو خواهر و یا دو برادر هم در زندگی خودشان با یک پدر و مادر و با یک روش تربیتی گاهی به مشکل بر میخورند و نمیتوانند نظرات و پیشنهادهای یکدیگر را قبول کنند، چگونه از دو نفری که در دو خانواده جداگانه با دو فرهنگ جداگانه رشد پیدا کرده اند میتوانیم انتظار داشته باشیم با یکدیگر به هیچ مسئله ایی که برایشان دغدغه ایجاد میکند، برنخورند.

پیشنهاد می کنیم بخوانید: رفتار آزار دهنده شوهر

بنابراین وجود مسائل و مشکلات آنقدرها غیر عادی نیست و قبل از آن باید به چگونگی نحوه برخورد ما با مسائل بپردازیم. دانستن این موضوع که هر انسانی که در کنار یک نفر دیگر شروع به زندگی میکند، به غیر از قبول خود باید به قبول مسائل طرف مقابل نیز بپردازد، آنچه که باعث خشنودی ما میشود دیگر تنها دغدغه ما نیست و باید برای لذت بردن از یک زندگی اشتراکی به کیفیت رابطه مان و لذت بردن طرف مقابلمان نیز فکر کنیم.

رنجش ها

اینکه با شوهرم مشکل دارم اینگونه است که گاهی رنجش های کوچکی که برای ما اتفاق میافتد دیگر به میزان گذشته برایمان مهم نخواهد بود و میتوانیم از کنارشان گذر کنیم.

اگر نخواهیم قبول کنیم ما در یک اشتراک به سر میبریم که خواست اصلی برقرار ماندن این اشتراک قبول زحمت بسیاری از مسائل است و همچنین گذشت از دغدغه هایی که ظاهراً برایمان بسیار مهم جلوه میکنند، بنابراین نمیتوانیم بر مشکلات فائق بیاییم و روز به روز خود را سر خورده تر میبینیم و با خودمان فکر میکنیم آیا حق ما در زندگی این بوده است یا خیر.

/// شماره های تماس ///

پیش از این در مورد واقع گرایانه بودن صحبت کردیم، باید بدانیم اگر آنچه که سالها با او مبارزه کرده ایم و تغییری در آن نتوانستیم ایجاد کنیم، بهتر است به خودمان فرصتی برای اندیشیدن بدهیم و بدانیم آیا میتوانیم تغییری در نگرش خودمان ایجاد کنیم تا احساس آسودگی بیشتری کنیم.

ریشه یابی در باب مشکلات با همسر خود

اگر به دنبال چرایی برای گشتن به دنبال این سوال که چرا با همسرم مشکل دارم هستیم بهتر است به دنبال ریشه یابی برای مشکلاتمان باشیم.

دقیقاً زمانی که احساس میکنیم تمام مشکلات به ما هجوم آورده اند بهتر است کمی تامل کنیم که ریشه مشکلاتمان از کجا است. شاید واضحا از مسئله دیگری ناراحت  هستیم که در حال انعکاس این ناراحتی به مسائل دیگر زندگیمان هستیم.

به طور مثال ناراحتی های مداوم از محل کار و یا از فردی دیگر که میتواند انعکاس ناراحتی ما به همسرمان باشد.

بنابراین بهتر است به دقت مشکلمان را در ذهن خود ویا بر روی یک کاغذ بنویسیم و بررسی کنیم. در اینصورت میتوانیم کسانی را که باعث ناراحتی ما میشوند و یا مکان هایی را که باعث رنجش ما میشوند را بررسی کنیم و با قرار ندادن و یا حفظ شرایط بهتر خود را در شرایطی قرار بدهیم که کم تر احساس ناراحتی و رنجش را مرور کنیم.

قدرت تفکر و آنالیز (جداسازی مسائل)

همانطور که پیش از این توضیح داده ایم بهتر است ریشه مشکلات خود را در ابتدا جستجو کنیم تا بهتر بدانیم که ناراحتی های پیش آمده ما از اینکه چرا با همسرم مشکل دارم و آیا واقعاً فرافکنی دیگر مسايل به سمت شوهرمان درست است.

اما نکته مهم تر در ناراحتی ما از همسرمان آنالیز مسائل است.

به طور مثال اگر شما فردی هستید که از سطحی از شوخی ها احساس ناراحتی میکنید و یا نوعی از رفتار همسرتان همیشه باعث رنجش شما میشود بهتر است آن ناراحتی را مورد بررسی قرار بدهید و جز به جز علت ناراحتی را در خود جستجو کنید.

اگر همسر ما نتواند رفتار خود را در برخی از موارد تغییر دهد باید به این نکته بپردازیم که چرا من از این رفتار ناراحت میشوم. این رفتار باعث میشود چه احساسی در من زنده شود و این سطح از رنجش دقیقا چگونه در وجود من ایجاد میشود و در کدام قسمت از ذهن من اثر میگذارد. 

من به یاد چه کسی می افتم، و با این رفتار در واقع میتواند شبیه رفتار چه کسانی پیش از این با من بوده باشد.

چرا با شوهر مشکل داریم؟

در اینصورت است که ما با رنجش پیش آمده قدم مهمی در رشد میگذاریم که منجر به شناخت ما از خودمان میشود. 

خود آگاهی به روح و روان خود قسمت مهمی از خود تحلیلی است که در معاشرت های بسیار و صمیمانه در هر فردی اتفاق میافتد. به این دلیل است که ازدواج و قبول مسئولیت خود در یک رابطه متعهدانه میتواند پله ایی برای رشد در هر فردی باشد که به مسئله ازدواج آگاهانه و با بینش نگاه میکند.

نادیده گرفتن برخی از مشکلات

مثلاً زنی که سالهای سال با همسر خود بر سر مسئله رعایت بهداشت شخصی و یا طرز پوشش او مشکل داشته و همیشه از این موضوع در رنج است، باید بداند وقتی نمیتواند رفتار همسر خود را با هر روشی که شده تغییر دهد، بهتر است بپذیرد که همسر او در کنار چند حسنی که دارد چند عیبی هم دارد و اینگونه ترجیح میدهد زندگی کند و از پافشاری و اثبات خودمان و خواسته مان در مواردی دست بکشیم و به خودمان فرصتی برای لذت بردن در کنار کودکمان و همسرمان داشته باشیم.

همیشه مسائلی هستند که با پافشاری ما احساس بدتری در فرد مقابلمان ایجاد میکند و در عین اینکه او را نخواستنی جلوه میدهد او را لجباز تر و یکدنده تر هم میکند. اینگونه است که گاهی نادیده گرفتن برخی از مشکلات میتواند حجمی از مشکلات ما را کم کند و به نوعی آرامش را به ما و زندگی مشترکمان برگرداند.

در مورد مشکلاتمان صحبت کنیم

شاید یکی از مخرب ترین رفتارهای فردی در روابط زناشویی صحبت نکردن در مورد مسائلی باشد که باعث رنجش در ما میشود.

افرادی که به عنوان زوج در کنار یکدیگر قرار می گیرند نمیتوانند در تمام شرایط با یکدیگر شاد و خوشحال و سرخوش باشند، اگر اینگونه باشد قطعاً دارای ایراداتی هستند که مخفیانه در حال رشد در رابطه شان است. 

زمانی که زنی از همسر خود ناراحت میشود بهتر است ناراحتی خود را پس از بررسی بیان مطلب در روشن ترین نوع خود بدون هیچگونه پرخاشگری بیان کند.

در واقع رفتار بالغانه را بیاموزد و پس از آن به صورت واضح و بدون هیچ گونه خودسانسوری ناراحتی خود را ابراز کند تا این ناراحتی ها باعث ایجاد سؤ تفاهم های مداوم و یا ناراحتی های پس از آن نشوند.

مواجه شدن باعث میشود زوج ها به غیر لحظاتی که برایشان ناخوشایند است صمیمیتی را تجربه کنند که پیش از آن در رابطه شان وجود نداشته است تا بتوانند طرح های بهتری برای زندگیشان پس از آن بچینند.

به دنبال مشکلات نگردیم

اگر یکی از سوالات ذهنی و همیشگی شما این است که چرا با همسرم مشکل دارم و به صورت متناوب و یکسره به دنبال حل مشکلات خود هستید بهتر است نگاه مجددی به خود بیاندازید.

اگر بخواهید رابطه تان با همسرتان رو به رشد و مثبت باشد و با شوهر خود مشکلات جدید پیدا نکنید، بهتر است برخی از مشکلات تکراری را مدام تکرارنکنید.

در واقع زمانیکه یک مشکل همیشگی وجود دارد و به این اطمینان دست پیدا کرده اید که با بیان مشکل حداقلی از آن مشکل مرتفع نمیشود و مشکل با همسر از بین نمیرود، بنابراین بهتر است از بیان مشکل و بیان مداوم آن دست بردارید.

بیان مشکلات خود میتواند مشکلی به مشکلات اضافه کند. شما را فردی نق نقو و زود رنج و حوصله سر بر جلوه میدهد که در استیصال کامل، نه تنها کار مثبتی انجام نمیدهند بلکه خود شبیه به یک مشکل میشود.

بنابراین به همان میزان که لازم است از مشکلات به صورت بهانه جویانه حرف نزنیم نیز لازم است مشکلات کهنه را وسیله ایی برای غر زدن و گلایه کردن نکنیم.

نحوه صحیح بیان مشکلات

اگر بتوانیم نحوه صحیح بیان مشکلات را بیاموزیم قطعاً میتوانیم حداقلی از مشکلات را از بین ببریم.

همانطور که پیش از این اشاره کردیم هر فردی با نحوه صحیح بیان مشکلات میتواند بینش و دید جدیدی را در رابطه خود به وجود بیاورد.

فرض کنید از نحوه غذا خوردن همسرتان مدام در رنجش هستید، غر زدن، تیکه انداختن، بهانه جویی کردن مقایسه کردن که یکی ازمتداول ترین نحوه بیان مشکل در میان  اجتماع امروز است، نه تنها باعث حل مشکلات نمیشود بلکه مشکل جدیدی را هم به دیگر مشکلات اضافه خواهد کرد. اگر بتوانیم به عنوان یک زوج بدانیم همسرمان از نحوه بیان مشکل با چه لفظی دچار رنجش میشود، بهتر است از آن رفتار دوری کنیم. دانستن آنکه چگونه میتوانیم بدون رنجش مسئله ایی را بیان کنیم یکی از پایه ایی ترین اتفاق در رفع مشکلات است.

در مورد مشکلاتمان صادق باشیم

پیش از این توضیح داده ایم که بهتر است مدام مشکلات را مرور نکنیم.

اما نکته مهم در بیان این مقوله این است که باید بدانیم دقیقاً مشکل ما با شوهرمان چیست و صادقانه بتوانیم مشکل را ببینیم و با آرامش و دور از جدل و کینه جویی به بررسی مشکل بپردازیم. اگر در بیان مشکل خود صادق باشیم قدم مهمی در رفع آن برداشته ایم.

به طور مثال اگر رفتاری از همسرمان ما را ناراحت میکند را نباید به تمام همسرمان تعمیم دهیم و یا مشکل را در جایی غیر از همان زمینه بیان کنیم.

اگر ناراحت هستیم همان مشکل ‌و همان ناراحتی را ببینیم ‌و بیان کنیم و نه اینکه در هر فرصتی که بخواهیم تمام مسائل را به یکدیگر مربوط کنیم تا بخواهیم منظورمان را به صورت نصفه ونیمه و بی سر و شکل بیان کنیم.

مراجعه به روانشناس

لازم است بدانیم هر مشکلی هر چند کوچک و ناچیز میتواند با مرور زمان تبدیل به یک مسئله اصلی شود. 

به طور مثال اگر نمیتوانیم مسئله ایی مانند برخی از رفتارها همسرمان را در مواردی تحمل کنیم بهتر است خودمان دست به کار نشویم و اجازه بدهیم در یک زمان مناسب به یک روانشناس مراجعه کنیم.

روانشناس ها مخصوصاً در این موارد زوج درمانگر ها میتوانند مشکلات را از زبان هر کدام از زوجین بشنوند و راه حل مناسبی را طبق بیان مشکل ارائه دهند. وجود یک روانشناس برای حل مشکل باعث میشود زوج ها به آسانی دچار سو تفاهم نشوند و حریم ها و چهارچوب های اخلاقیشان نیز حفظ شود.

ارائه راه حل مناسب بدون آسیب و دور از سو تفاهم میتواند اثر گذاری بیش تری در ترفیع مشکل داشته باشد.

نویسنده: مینا حسن زاده

اشتراک در شبکه های اجتماعی:
(15 رای)
افزودن نظر:
CAPTCHA2
×

امتیاز دهی به مطلب: چرا با شوهرم مشکل دارم؟

خیلی بدبدمتوسطخوبعالی