22004925 021

چرا با شوهرم مشکل دارم و چگونه آنرا حل کنم؟

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(35 رای)
چرا با شوهرم مشکل دارم و چگونه آنرا حل کنم؟

چرا با شوهرم مشکل دارم و چگونه آن را حل کنم؟ وقتی از دست شوهرم ناراحتم چه کار کنم؟ این دو نمونه از سوالات متداولی است که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت. همیشه گله دارم که با شوهرم مشکل دارم اما داشتن مشکلات در زندگی مسئله ایی عادی است، از آنجایی که هیچ فردی خود به تنهایی بدون دغدغه و مشکل نمی باشد، بنابراین نمی توانیم انتظار داشته باشیم در یک زندگی مشترک با همسرمان بدون هیچ مشکلی باشیم و همیشه در یک شادی وصف ناپذیر زندگی خود را سپری کنیم.

هیچ زندگی بدون دردسر و مشکلات نخواهد بود، بنابراین پیش از آنکه شروع به شمردن مسائلی که باعث دلخوریمان می شود بهتر است خودمان را در واقعیت زندگیمان ببینیم و به طور واقع گرایانه به اصل یک رابطه زناشویی و مشترک فکر کنیم. انتظاراتی که هر زنی در زندگی مشترک از همسر خود دارد، اگر در زندگی که به خواست خود در آن پا گذاشته غیر واقعی باشد باعث ظهور بسیاری از مشکلات جدید می شود.

بایدها و نبایدها که چرا با شوهرم مشکل دارم

جدای از هر مسئله مهم و واضحی که نباید در هیچ رابطه اشتراکی و زناشویی اتفاق بیفتد مانند: (خیانت، دروغ، بی صداقتی) مسائل دیگر و روابط دیگر جزئی از یک رابطه دو نفره، از دو فرهنگ و خانواده جداگانه است.

از آنجایی که دو خواهر و یا دو برادر هم در زندگی خودشان با یک پدر و مادر و با یک روش تربیتی گاهی به مشکل بر می خورند و نمی توانند نظرات و پیشنهادهای یکدیگر را قبول کنند، چگونه از دو نفری که در دو خانواده جداگانه با دو فرهنگ جداگانه رشد پیدا کرده اند می توانیم انتظار داشته باشیم با یکدیگر به هیچ مسئله ایی که برایشان دغدغه ایجاد میکند، برنخورند.

پیشنهاد می کنیم بخوانید: رفتار آزار دهنده شوهر

بنابراین وجود مسائل و مشکلات آنقدرها غیر عادی نیست و قبل از آن باید به چگونگی نحوه برخورد ما با مسائل بپردازیم. دانستن این موضوع که هر انسانی که در کنار یک نفر دیگر شروع به زندگی می کند، به غیر از قبول خود باید به قبول مسائل طرف مقابل نیز بپردازد، آنچه که باعث خشنودی ما می شود دیگر تنها دغدغه ما نیست و باید برای لذت بردن از یک زندگی اشتراکی به کیفیت رابطه مان و لذت بردن طرف مقابلمان نیز فکر کنیم.

با شوهرم مشکل دارم

رنجش ها

اینکه با شوهرم مشکل دارم اینگونه است که گاهی رنجش های کوچکی که برای ما اتفاق می افتد دیگر به میزان گذشته برایمان مهم نخواهد بود و می توانیم از کنارشان گذر کنیم.

اگر نخواهیم قبول کنیم ما در یک اشتراک به سر می بریم که خواست اصلی برقرار ماندن این اشتراک قبول زحمت بسیاری از مسائل است و همچنین گذشت از دغدغه هایی که ظاهراً برایمان بسیار مهم جلوه میکنند، بنابراین نمی توانیم بر مشکلات فائق بیاییم و روز به روز خود را سر خورده تر می بینیم و با خودمان فکر می کنیم آیا حق ما در زندگی این بوده است یا خیر.

/// شماره های تماس ///

پیش از این در مورد واقع گرایانه بودن صحبت کردیم، باید بدانیم اگر آنچه که سال ها با او مبارزه کرده ایم و تغییری در آن نتوانستیم ایجاد کنیم، بهتر است به خودمان فرصتی برای اندیشیدن بدهیم و بدانیم آیا می توانیم تغییری در نگرش خودمان ایجاد کنیم تا احساس آسودگی بیشتری کنیم.

ریشه یابی در باب مشکلات با همسر خود

اگر به دنبال چرایی برای گشتن به دنبال این سوال که چرا با همسرم مشکل دارم هستیم بهتر است به دنبال ریشه یابی برای مشکلاتمان باشیم.

دقیقاً زمانی که احساس می کنیم تمام مشکلات به ما هجوم آورده اند بهتر است کمی تامل کنیم که ریشه مشکلاتمان از کجا است. شاید واضحا از مسئله دیگری ناراحت هستیم که در حال انعکاس این ناراحتی به مسائل دیگر زندگیمان هستیم.

به طور مثال ناراحتی های مداوم از محل کار و یا از فردی دیگر که می تواند انعکاس ناراحتی ما به همسرمان باشد.

بنابراین بهتر است به دقت مشکلمان را در ذهن خود ویا بر روی یک کاغذ بنویسیم و بررسی کنیم. در اینصورت می توانیم کسانی را که باعث ناراحتی ما می شوند و یا مکان هایی را که باعث رنجش ما میشوند را بررسی کنیم و با قرار ندادن و یا حفظ شرایط بهتر خود را در شرایطی قرار بدهیم که کم تر احساس ناراحتی و رنجش را مرور کنیم.

قدرت تفکر و آنالیز (جداسازی مسائل)

همانطور که پیش از این توضیح داده ایم بهتر است ریشه مشکلات خود را در ابتدا جستجو کنیم تا بهتر بدانیم که ناراحتی های پیش آمده ما از اینکه چرا با همسرم مشکل دارم و آیا واقعاً فرافکنی دیگر مسایل به سمت شوهرمان درست است.

اما نکته مهم تر در ناراحتی ما از همسرمان آنالیز مسائل است.

به طور مثال اگر شما فردی هستید که از سطحی از شوخی ها احساس ناراحتی میک نید و یا نوعی از رفتار همسرتان همیشه باعث رنجش شما می شود بهتر است آن ناراحتی را مورد بررسی قرار بدهید و جز به جز علت ناراحتی را در خود جستجو کنید.

اگر همسر ما نتواند رفتار خود را در برخی از موارد تغییر دهد باید به این نکته بپردازیم که چرا من از این رفتار ناراحت می شوم. این رفتار باعث می شود چه احساسی در من زنده شود و این سطح از رنجش دقیقا چگونه در وجود من ایجاد می شود و در کدام قسمت از ذهن من اثر می گذارد.

من به یاد چه کسی می افتم، و با این رفتار در واقع می تواند شبیه رفتار چه کسانی پیش از این با من بوده باشد.

چرا با شوهر مشکل داریم؟

در اینصورت است که ما با رنجش پیش آمده قدم مهمی در رشد می گذاریم که منجر به شناخت ما از خودمان می شود. خود آگاهی به روح و روان خود قسمت مهمی از خود تحلیلی است که در معاشرت های بسیار و صمیمانه در هر فردی اتفاق می افتد. به این دلیل است که ازدواج و قبول مسئولیت خود در یک رابطه متعهدانه می تواند پله ای برای رشد در هر فردی باشد که به مسئله ازدواج آگاهانه و با بینش نگاه می کند.

مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرید.

در هر مشکل یا چالشی که در زندگی وجود دارد، عوامل زیادی دخیل هستند. برخی افراد سعی می کنند تا مشکلات را به طور کامل به طرف مقابلشان نسبت دهند. اما مهم است بدانید که ممکن است مسئولیت مشکلی بر گردن شما باشد. زمانی که به موضوع واقعی نگاه کنید و سعی کنید تا جای ممکن مشکل را از دید همسرتان ببینید، راهی هموار برای حل شدن مشکلاتتان باز می شود. با کنار گذاشتن غرور و عذرخواهی به دلیل نارسایی هایی که ایجاد کرده اید، می توانید راحت تر مشکلات موجود را حل کنید.

نادیده گرفتن برخی از مشکلات

مثلاً زنی که سال های سال با همسر خود بر سر مسئله رعایت بهداشت شخصی و یا طرز پوشش او مشکل داشته و همیشه از این موضوع در رنج است، باید بداند وقتی نمی تواند رفتار همسر خود را با هر روشی که شده تغییر دهد، بهتر است بپذیرد که همسر او در کنار چند حسنی که دارد چند عیبی هم دارد و اینگونه ترجیح می دهد زندگی کند و از پافشاری و اثبات خودمان و خواسته مان در مواردی دست بکشیم و به خودمان فرصتی برای لذت بردن در کنار کودکمان و همسرمان داشته باشیم.

همیشه مسائلی هستند که با پافشاری ما احساس بدتری در فرد مقابلمان ایجاد میکند و در عین اینکه او را نخواستنی جلوه می دهد او را لجباز تر و یک دنده تر هم می کند. اینگونه است که گاهی نادیده گرفتن برخی از مشکلات می تواند حجمی از مشکلات ما را کم کند و به نوعی آرامش را به ما و زندگی مشترکمان برگرداند.

در مورد مشکلاتمان صحبت کنیم

شاید یکی از مخرب ترین رفتارهای فردی در روابط زناشویی صحبت نکردن در مورد مسائلی باشد که باعث رنجش در ما می شود. افرادی که به عنوان زوج در کنار یکدیگر قرار می گیرند نمی توانند در تمام شرایط با یکدیگر شاد و خوشحال و سرخوش باشند، اگر اینگونه باشد قطعاً دارای ایراداتی هستند که مخفیانه در حال رشد در رابطه شان است. زمانی که زنی از همسر خود ناراحت می شود بهتر است ناراحتی خود را پس از بررسی بیان مطلب در روشن ترین نوع خود بدون هیچگونه پرخاشگری بیان کند.

در واقع رفتار بالغانه را بیاموزد و پس از آن به صورت واضح و بدون هیچ گونه خودسانسوری ناراحتی خود را ابراز کند تا این ناراحتی ها باعث ایجاد سؤ تفاهم های مداوم و یا ناراحتی های پس از آن نشوند. مواجه شدن باعث می شود زوج ها به غیر لحظاتی که برایشان ناخوشایند است صمیمیتی را تجربه کنند که پیش از آن در رابطه شان وجود نداشته است تا بتوانند طرح های بهتری برای زندگیشان پس از آن بچینند.

به دنبال مشکلات نگردیم

اگر یکی از سوالات ذهنی و همیشگی شما این است که چرا با همسرم مشکل دارم و به صورت متناوب و یکسره به دنبال حل مشکلات خود هستید بهتر است نگاه مجددی به خود بیندازید. اگر بخواهید رابطه تان با همسرتان رو به رشد و مثبت باشد و با شوهر خود مشکلات جدید پیدا نکنید، بهتر است برخی از مشکلات تکراری را مدام تکرار نکنید.

در واقع زمانیکه یک مشکل همیشگی وجود دارد و به این اطمینان دست پیدا کرده اید که با بیان مشکل حداقلی از آن مشکل مرتفع نمی شود و مشکل با همسر از بین نمی رود، بنابراین بهتر است از بیان مشکل و بیان مداوم آن دست بردارید. بیان مشکلات خود می تواند مشکلی به مشکلات اضافه کند. شما را فردی نق نقو و زود رنج و حوصله سر بر جلوه میدهد که در استیصال کامل، نه تنها کار مثبتی انجام نمی دهند بلکه خود شبیه به یک مشکل می شود. بنابراین به همان میزان که لازم است از مشکلات به صورت بهانه جویانه حرف نزنیم نیز لازم است مشکلات کهنه را وسیله ایی برای غر زدن و گلایه کردن نکنیم.

اگر بتوانیم نحوه صحیح بیان مشکلات را بیاموزیم قطعاً می توانیم حداقلی از مشکلات را از بین ببریم. همانطور که پیش از این اشاره کردیم هر فردی با نحوه صحیح بیان مشکلات می تواند بینش و دید جدیدی را در رابطه خود به وجود بیاورد.

فرض کنید از نحوه غذا خوردن همسرتان مدام در رنجش هستید، غر زدن، تیکه انداختن، بهانه جویی کردن مقایسه کردن که یکی ازمتداول ترین نحوه بیان مشکل در میان اجتماع امروز است، نه تنها باعث حل مشکلات نمیشود بلکه مشکل جدیدی را هم به دیگر مشکلات اضافه خواهد کرد. اگر بتوانیم به عنوان یک زوج بدانیم همسرمان از نحوه بیان مشکل با چه لفظی دچار رنجش می شود، بهتر است از آن رفتار دوری کنیم. دانستن آنکه چگونه می توانیم بدون رنجش مسئله ای را بیان کنیم یکی از پایه ای ترین اتفاق در رفع مشکلات است.

در مورد مشکلاتمان صادق باشیم

پیش از این توضیح داده ایم که بهتر است مدام مشکلات را مرور نکنیم. اما نکته مهم در بیان این مقوله این است که باید بدانیم دقیقاً مشکل ما با شوهرمان چیست و صادقانه بتوانیم مشکل را ببینیم و با آرامش و دور از جدل و کینه جویی به بررسی مشکل بپردازیم. اگر در بیان مشکل خود صادق باشیم قدم مهمی در رفع آن برداشته ایم.

به طور مثال اگر رفتاری از همسرمان ما را ناراحت می کند را نباید به تمام همسرمان تعمیم دهیم و یا مشکل را در جایی غیر از همان زمینه بیان کنیم. اگر ناراحت هستیم همان مشکل و همان ناراحتی را ببینیم و بیان کنیم و نه اینکه در هر فرصتی که بخواهیم تمام مسائل را به یکدیگر مربوط کنیم تا بخواهیم منظورمان را به صورت نصفه ونیمه و بی سر و شکل بیان کنیم.

مراجعه به روانشناس خانواده

لازم است بدانیم هر مشکلی هر چند کوچک و ناچیز می تواند با مرور زمان تبدیل به یک مسئله اصلی شود. به طور مثال اگر نمی توانیم مسئله ای مانند برخی از رفتارها همسرمان را در مواردی تحمل کنیم بهتر است خودمان دست به کار نشویم و اجازه بدهیم در یک زمان مناسب به یک روانشناس مراجعه کنیم.

روانشناس ها خانواده مخصوصاً در این موارد زوج درمانگر ها می توانند مشکلات را از زبان هر کدام از زوجین بشنوند و راه حل مناسبی را طبق بیان مشکل ارائه دهند. اینکه چرا با شوهرم مشکل دارم و چگونه آنرا حل کنم؟ حضور یک روانشناس خانواده را الزامی می کند. وجود یک روانشناس برای حل مشکل باعث میشود زوج ها به آسانی دچار سو تفاهم نشوند و حریم ها و چهارچوب های اخلاقیشان نیز حفظ شود. ارائه راه حل مناسب بدون آسیب و دور از سو تفاهم می تواند اثر گذاری بیش تری در ترفیع مشکل داشته باشد.

نظرات کاربران:
شیلا
پاسخ به این نظر
09:00 - 28 شهریور 00

سلام بنظر من بهترین راه صحبت کردنه . اصلا با قهر و لجبازی چیزی جلو نمیره ، نباید بچه بازی دربیارید . مثل دوتا ادم پخته و عاقل زمان بذارید و مشکلاتتونو حل کنید خیلی از مشکلات چیزای بزرگی نیستن و با صحبت کردن درست میشن ولی وقتی قهر و لجبازی میکنید تبدیل به مشکلات بزرگ و سردی رابطه میشن . من اوایل ازدواج همیشه وقتی ناراحت میشدم تو خودم میریختم و بی محلی میکردم اما کم کم یاد گرفتم نباید مثل بچه ها رفتار کنم و الان با ارامش صبر میکنم و تو زمان مناسب صحبت میکنم همسرمم همینطوره و یاد گرفتیم وقت زیادی برای حرف زدن باهم بذاریم و رابطمون هم در کل بهتر شده . بهترین هنر بین دو نفر همین صحبت کردن و شنیدنه

0 0
بهاره
پاسخ به این نظر
16:09 - 9 آذر 00

سلام 13ساله که ازدواج کردم شوهرم هم معتاد بوده وهم کفتر بازی می‌کنه خانواده خوبی هم ندارم که دلسوز من یا بچه خودشون باشند اصلا اهمیت به من دخترم هم نمیده به کوچکترین حرف صداش رو می‌بره بالا کتکم میزنه میشه لطفاً راهنمایی کنید که باید چیکار کنم حرف آخر خودم اینه که ازش طلاق بگیرم ولی می‌خوام دخترم رو با جهریه ام رو ازش پس بگیرم لطفاً چی کار کنم

0 0
افزودن نظر:
captcha