ورود / عضویت
021-22004925
تعیین وقت مشاوره
مرکز مشاوره مکث
تعیین وقت مشاوره
عنوان مطلب: دلبستگی در کودکان

دلبستگی در کودکان

روانشناسان معتقدند واژه دلبستگی از نظر روانشناسی برای توصیف تمایل کودک به ماندن در نزدیکی افراد خاص و احساس امنیت بیشتر در حضور این افراد گفته میشود.

روانشناسان نخست این نظریه را مطرح کردند که کودک به این علت به مادر دلبستگی پیدا میکند که مادر از نظر روانشناسی منبع تغذیه یعنی برآورده ساختن یکی از اساسی ترین نیازهای کودک است.

اما این نظریه پاسخگوی برخی از واقعیت ها نبود؛ برای مثال جوجه اردک ها و جوجه مرغ ها هر چند از بدو تولد، غذایشان را خودشان تامین میکنند ولی در عین حال دنبال مادر راه میروند و وقت زیادی را با او صرف میکنند.

از نظر روانشناسان، آرامشی که کودک از حضور مادر به دست می آورد، نمیتواند از نقش مادر در غذا دادن به آنها نشأت گرفته باشد.

دلبستگی در کودکان

البته آزمایش هایی در حوزه روانشناسی هم بر روی بچه میمون ها نشان از همین امر است؛ بچه میمون کوچکی را بین یک میمون فلزی که منبع غذایی داشت و یک میمون پارچه ایی که هیچ منبع غذایی نداشت، قرار دادند؛ بچه میمون پس از خوردن غذا، تمام وقتش را در کنار میمون پارچه ایی که احساسی از گرما، امنیت و آرامش به او میداد را میگذراند. صرف نظر از اینکه کدام میمون منبع غذایی بچه را تامین میکرد، دلبستگی بچه میمون به مادر پارچه ایی خود به وجود آمده بود.

از این مثال میخواهیم به این نتیجه برسیم که منبع غذا و رساندن غذا به کودکان، نمیتواند دلیل پیدا کردن دلبستگی کودک به آنها باشد. بلکه دلبستگی از احساسی توام با امنیت و آرامش است.

در واقع کودک که در شش ماه اول زندگی، آغوش گرم، محبت بی دلیل، بوسه های مادرانه و نگاههای صمیمانه مادرانشان را که همه نشانه هایی از احساس دلبستگی است، احساس نکنند، در سالهای بعد زندگیشان منزوی، گوشه گیر و پرخاشگر میشوند.

در واقع، فرضیه غلطی که هیچ منبع مشخصی ندارد، از این قرار است که «کودک خود را در آغوش نگیرید که مبادا بغلی شود» و از بزرگ ترین خطاهای مادران است.

کودک را باید در آغوش گرفت و با مهر و محبت مادرانه عمیق، هر چه تمام تر به او ابراز علاقه و عشق مادری هدیه داد تا از احساس دلبستگی سرشار شود؛ در آنصورت این کودکان با همسالان خود مشکل خلقی، پیدا نمیکنند؛ معاشرانی با اعتماد به نفس میشوند و در همه گروه های سنی جای خود را پیدا میکنند.

روانشناسان معتقدند از لحاظ روانشناسی، ناتوانی کودک در برقراری پیوند دلبستگی ایمن با یک یا چند نفر در کودکی با ناتوانی او در برقراری ارتباط بین فردی نزدیک، در دوره بزرگسالی ربط دارد.

انواع دلبستگی در کودکان

  1. دلبسته ایمن
  2. دلبسته نا ایمن اجتنابی
  3. دلبسته نا ایمن دو سو گرا

دلبسته ایمن

از نظر روانشناسان و نظریه پردازان روانشناسی، حوزه دلبستگی بالینی کودکانی که به عنوان دلبسته ایمن طبقه بندی میشود، وقتی به مدت کوتاهی مثل ده دقیقه مادرشان را اطراف خود نمیبینند و بعد از آن مادرشان را میبینند، با او تعامل کرده و یا از دور او را نگاه میکنند که متوجه بازگشت مادرشان شوند؛ همچنان مشغول بازی میمانند و در هنگام عدم حضور مادر پریشانی شدیدی ندارند.

دلبسته نا ایمن اجتنابی

از نظر روانشناسی، این کودکان و در واقع شیرخوارگان، به هنگام بازگشت مادر از تعامل با او اجتناب میکنند؛ این شیرخوارگان هنگام حضور مادر توجه چندانی به او ندارند و در هنگام نبودن مادر پریشانی آنچنانی از خود نشان نمیدهند.

دلبسته نا ایمن دوسوگرا

این کودکانی که به عنوان دوسوگرا طبقه بندی میشوند، در هنگام بازگشت مادر در برابر او دست به مقاومت میزنند؛ از نظر روانشناسان آنها در آن واحد هم در جستجوی برقراری ارتباط  جسمی با مادر هستند و هم از آن پرهیز میکنند؛ یعنی گریه میکنند تا مادر آنها را بغل کند و بعد از آن در آغوش مادر با گریه پیچ و تاب میخورند.

تمام این مطالعات بازگو کننده این است که مراقبت از نیازهای شیرخوارگان و به موقع جواب دادن به احساسات آنها، کودکانی با دلبستگی ایمن به وجود می آورد که دارای خلق و روانی سالم تر می باشند.

کودکان دلبسته شدید که با اضطراب وابستگی مواجه میشوند در بزرگسالی دچار اضطراب های شدیدی میشوند که نمیتوانند به راحتی از این اضطراب ها رهایی پیدا کنند.

مشکلات کودکان دلبسته

اولین مشکل این گروه از کودکان هنگام ورود به مدرسه به طور واضح دیده میشود. آنها نمیتوانند فرصت و زمان طولانی را از والد خود مخصوصا مادرجدا بمانند و با شروع این جدایی دچار اضطراب شدید میشوند و نمیتواند خود را با شرایط وفق دهند.  همچنان پس از آن برای ورود به هر جمعی و انتخاب دوستان و همچنین در ورود به دانشگاه و انتخاب رشته و همچنین پیدا کردن زوج مناسب برای خود دچار اضطراب و دلهره و بلاتکلیفی میشوند.

بی تصمیمی در کودکان دلبسته

کودکان دلبسته، نمیتوانند شرایطی به جز حضور والد خود را بپذیرند، از این رو در بزرگسالی در هر تصمیمی که حضور والدشان در آن پر رنگ نباشد بلاتکلیف و سرگردان میشوند، از این رو با خشم عظیمی نسبت به والد خود مواجه میشوند که دلیل این خشم درماندگی در انتخاب و تصمیم و است.

در واقع این افراد هم نمیتوانند جدا از والدشان باشند و هم میخواهند که جدا از آنها باشند. بنابراین نیرویی تخریب گر این بین افراد وابسته را دچار سرگردانی، دلهره، تصمیمات اشتباه، اضطراب، خشم و قهر های مداوم میکند که هیچ رشدی در آنها وجود ندارد.

نقش والدین در دلبستگی کودکان

پیش از این در مورد جای خواب کودک در کنار والد و زمان از شیر گرفتن کودکان صحبت کرده ایم. والدین برای استقلال کودک  باید  از ۴ ماهگی شروع به جدا خوابیدن از کنارکودک کنند تا ۶ ماهگی کودک به طور مستقل بخوابد.

 و همچنین از ۶ ماهگی اگر کودک وزنی بین ۷ تا ۸ کیلو گرم داشته باشد، والد میتواند شیر روزانه کودک را به مرور قطع کند و او را به شیر شب منتقل کند.  نهایتا تا ۱ سال و۲ ماهگی به کودک شیر مادر داده شود. 

پس از آن کودک میتواند با آسودگی تمام به مهد کودک فرستاده شود و یا با همسالان خود مدت های زیادی را به بازی و معاشرت بگذراند.

کودک مستقل

کودک مستقل زمانی احساس استقلال را به خوبی تجربه میکند که در راه تربیتی سالمی قرار گرفته است. در واقع هیچ پدر و مادری که خود وابسته کودک هستند و نمیتوانند روش تربیتی مناسبی برای او داشته باشند انتظاری نیز نباید از کودک خود به عنوان فردی مستقل داشته باشند.

عشق در افراد وابسته

کودک دلبسته با اختلال وابستگی قطعا در بزرگسالی نیاز مبرمی دارد که فردی را در کنار دلبستگی شدید خود داشته باشد که بتواند نیازهای عاطفی اش را نیز جبران کند. از این رو افراد وابسته میتوانند دوست و یا معاشری داشته باشند که به صورت بیمارگونی به آنها بچسبند و این احساس را عشق بنامند.

احساس عشق و تجربه احساس عاطفی در افراد وابسته بسیار نادر است. زیرا آنها چسبندگی و زنجیر کردن هر فردی را احساس عشق تلقی میکنند و در اضطرابی مداوم در از دست دادن اطرافیانشان هستند. به آنها میچسبند و در حال سرویس دادن به آنها میباشند که مبادا تنها بمانند. از این رو احساس خستگی،خشم، عصبانیت و ترس از دست دادن درشان بیش تر و بیش ترمیشود و نفرتی عمیق را به همراه ترس از جدا نشدن نیز تجربه میکنند.

درمان وابستگی

وابستگی یک اختلال است که به غیر از چسبندگی به اطرافیان و ترس از دست دادنشان خلأیی عظیم را در فرد به وجود میاورد که به جبران آن اعتیاد به مخدر والکل و یا فرار هایی مداوم مانند مهمانی گرفتن و بودن در جمع های ناسالم را به همراه دارد. از آنجایی که اختلالات قابل درمان هستند اختلال وابستگی نیز قابل درمان است و میتوان با مراجعه به یک درمانگر و یا روانکاو با مهارت به درمان اختلال پرداخت. 

نویسنده: مرکز مشاوره مکث

اشتراک در شبکه های اجتماعی:
(7 رای)
افزودن نظر:
CAPTCHA2
×

امتیاز دهی به مطلب: دلبستگی در کودکان

خیلی بدبدمتوسطخوبعالی
×

تعیین وقت مشاوره حضوری

CAPTCHA