22004925 - 021

راههای افزایش اعتماد به نفس چیست؟ (8 راه)

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(28 رای)
راههای افزایش اعتماد به نفس چیست؟ (8 راه)

راههای افزایش اعتماد به نفس چیست؟ درگام اول: استعداد و توانایی خودمان را شناسایی کنیم. در گام دوم: روی یک هدف خاص برنامه ریزی کنیم. در گام سوم: استعداد و توانایی خودمان را با انجام تمرینهای مداوم به یک مهارت حرفه ای تبدیل کنیم. یک مثال ساده: در نظر داشته باشید که یک فوتبالیت مطرح بهترین نمایش خود را می تواند در زمینه فوتبال به اجاره بگذارد. (اما اگر به همین فوتبالیست یک میکروفون بدهیم و بگوییم به عنوان یک خواننده بخوان به احتمال زیاد بدنش به ارزش می افتد.

در نتیجه مهارت ها باعث افزایش اعتماد به نفس ما در یکرویداد می شود. در نظر داشته باشید تنها وجود اختلال شخصیت یا بعضی از مشکلات خلقی است که می تواند بر روی کاهش اعتماد به نفس به طور مشتقیم اثر گزار باشد. نکته مهم: گاهی ما فرد خود شیفته را با فرد با اعتماد به نفس اشتباه می گیریم. اما تفاوت در کجاست؟ فرد خود شیفته که دارای اختلال شخصیت خودشیفتگی است در تمام زمینه ها اعتماد به نفس کاذب دارد و جالب این است که با موضوع واقعی سعی می کند رو به رو نشود. ولی فرد با اعتماد به نفس در یک یا دو مهارت احساس توانمدنی و اعتماد به نفس می کند.

اعتماد به نفس

منظور از اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس یعنی ایمان داشتن به توانایی های خود. هنگامی که شما یک سخنرانی می کنید، به شما کمک می کند تا اعتماد به نفس سخنرانی در جمع های بیشتر را هم داشته باشید. یا حداقل به ظاهر این توانایی را نشان دهید که هستید. اعتماد به نفس احساس اعتماد به کار یا هر توانایی می باشد.

راههای افزایش اعتماد به نفس چیست؟

در اینجا 8 کار وجود دارد که می توانید برای تقویت اعتماد به نفس خود انجام دهید:

  1. تجسم خود را همانطور که می خواهید باشید انجام دهید یا خیال کنید.
  2. خود را تأیید کنید.
  3. هر روز همان کاری را انجام دهید که از آن می ترسید.
  4. از منتقد درونی خود سوال کنید.
  5. به چالش های درونی خود ورود کنید و اقدام به انجام آنها کنید.
  6. خود را آماده کنید تا برنده چالش شوید.
  7. به شخص دیگری کمک کنید که اعتماد به نفس پایینی دارد.
  8. مراقب خودتان باشید تا به توانمندی ها با صبر حوله دست پیدا کنید.

اعتماد به نفس چیست و چرا اهمیت دارد؟

اعتماد به نفس توانایی فرد برای قضاوت در مورد جایگاه اجتماعی و شخصی خودش با توجه به محیط کارش می باشد و هر عملی که انجام می دهد و می تواند رضایت خاطر خود را به دست آورد. اعتماد به نفس تحت تأثیر عواملی مانند تربیت، محیط کار و میزان علاقه به دنبال یک هدف تقویت می شود.

نمونه ای از اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس یک اعتقاد یا اعتماد به نفس شخصی است. یک نمونه از اعتماد مثلاً گیتاریست که می تواند بهترین عملکرد را در کنسرت داشته باشد شاید کارهای فراتر از زدن گیتار را در آن جمع انجام دهد.

تصویر اشتباه ما از اعتماد به نفس

در واقع این تصویر اشتباه ما از اعتماد به نفس، خصوصیات افراد اشتباهی را هم رشد داده، همان هایی که از نداشتن اعتماد به نفس به هیچ کسی نزدیک نمیشوند و دلهره نشان دادن خودشان و سادگیشان را دارند. بنابراین باید پیش از تصمیم گرفتن راجع به افرادی که اطرافمان هستند، دانشمان را از آنچه که میخواهیم بدانیم بیشتر کنیم.

تعریف اعتماد به نفس

اعتماد به نفس در ماهیت خود ترکیبی از خودشناسی، استعداد، مهارت و اجرای این چند وجه را دارد. در واقع همانطور که از خود کلمه بر می آید اعتماد کنیم به نفس و وجود خودمان که این اعتماد کردن از دانش، مهارت و شناخت شکل میگیرد.

/// شماره های تماس ///

مثلاً فرض کنید یک نقاش ساختمان که سالها در شغل خود مهارت دارد، در یک سمینار روانشناسی که هیچ شناختی به مطالب آن سمینار ندارد، هیچ اعتماد به نفسی برای پرسیدن سوال خود ندارد و ترجیح میدهد بیش تر یک گوشه گوش کند تا سوالی بپرسد و خود را در جمع به نمایش بگذارد.

اما همین فرد در یک کارگاه ساختمانی و یا در حین نقاشی یک ساختمان هیچ اباعی برای توضیح کار خود، نحوه عملکردش، خواسته هایش و یا آسانی و سختی کار خود ندارد.

با بیان این مطلب میخواهم به این اصل بپردازم که اعتماد به نفس در محیطی که در آن شرایط شناخت خود و نشان دادن مهارت و قدرت و تواناییمان را در انجام آن مهارت داریم به بیش ترین حد خود میرسد. در واقع وقتی مطلبی برای ارائه داشته باشیم که بتوانیم با خیال راحت آن را ارائه بدهیم قدم بزرگی در اعتماد به نفس خودمان برداشته ایم.

نکته مهم در این بحث اینجاست که شاید همه ما کسانی را بشناسیم که بسیار توانمند هستند اما قدرت اجرایی ندارند و از دیگران خجالت میکشند. در این موارد باید بعد از بیان مهارت، به بحث ارائه مطلب بپردازیم و از خودمان بپرسیم چه چیزی باعث میشود وقتی در یک جمع قرار میگیریم نفسمان بند بیایید و نتوانیم خودمان را در بهترین حالت متصور شویم؟

اولین و مهم ترین دلیل این اتفاق، تصور ما از قضاوت دیگران در مورد ما است.

وقتی در بالای یک جمع قرار میگیریم و احساس میکنیم با کوچکترین خطایی ممکن است همه به ما بخندند و یا از ارائه مطلبی سر باز میزنیم زیرا فکر میکنیم همه از کوچک ترین تپق ما خنده شان میگیرد و تحقیر میشویم، فقط و فقط توهم ما در مورد قضاوت دیگران از ما است.

ما اگر در یک جمع هنگام حرف زدن تپقی هم بزنیم چه اشکالی دارد؟ مگر هیچ گاه هیچ کسی دیگر این اتفاق برایش نیافتاده و یا در هنگام ارائه مطلبی که همه دانش کافی به آن ندارند اگر اشتباهی هم بکنیم، همه متوجه این اشتباه میشوند؟ چرا باید خودمان را در معرض تفکر اشتباه، خطا و غلط قرار بدهیم پیش از آنکه آن اشتباه را انجام داده باشیم و یا حتی پس از آن اشتباه چرا خودمان را سرزنش کنیم و به جای شناخت ضعفمان و قوی کردن خودمان در آن زمینه باید به سرزنش خودمان بپردازیم.

نکاتی در به دست آوردن اعتماد به نفس

  • داشتن و به دست آوردن مهارت و شناخت استعدادمان در زمینه ایی که میخواهیم در آن فعالیت کنیم.
  • پیش از انجام اشتباه، به اشتباهاتی که ممکن است بیافتد فکر نکنیم.
  • همه کسانی که ما را میشناسند و یا نمیشناسند در زمینه ایی که ما فعالیت میکنیم یا هیچ اطلاعاتی ندارند و یا در حدی که خودمان به آنها میگوییم مطلع میشوند.
  • از خطا کردن و اشتباه کردن نترسیم و آن را پنهان نکنیم. با بیان اشتباهاتمان و ایجاد فضایی صادقانه دیگران را به خودمان بیش تر جلب کنیم.
  • شوخ طبعی در ایجاد یک رابطه صمیمی که در آن نیاز به اعتماد به نفس داریم اصل مهمی را بازی میکند. افراد شوخ طبع، میتوانند گاهی بدون هیچ مهارتی در هر جایگاهی معاشرانی برای خود پیدا کنند و اعتماد به نفس بالایی در ارائه مطالبشان داشته باشند.

اعتماد به نفس به مرور زمان و شناخت خودمان و مهارت هایمان به دست می آید و با ایجاد یک رابطه صمیمی، شروع بهتری برای ایجاد اعتماد نفس میشود.

چرا همه افرد باید اعتماد به نفس داشته باشد؟

اعتماد به نفس مهمتر از آن است که تصور کنید. اعتماد به نفس می تواند کل زندگی شما را به سمت بهتری تغییر دهد در حالی که عدم اعتماد به نفس قطعاً در روابط اجتماعی، شغلی، دستاوردها و حتی روحیه شما تأثیر منفی خواهد گذاشت.

اعتماد به نفس داشتن

چه عواملی باعث عدم داشتن اعتماد به نفس می شود؟

علت مشترک عدم داشتن اعتماد به نفس داشتن عزت نفس پایین است. تا زمانی که به خودتان ارزش ندهید، ارزش خود را نخواهید فهمید. افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند که نسبت به خود احساس ضعف می کنند و خود را نسبت به دیگران نادان می دانند، بنابراین پتانسیل واقعی خود را در زندگی برآورده نمی کنند.

چرا به اعتماد به نفس احتیاج دارید؟

برای موفقیت و برای روبرو شدن و غلبه بر ترس خود به اعتماد به نفس نیاز دارید. اعتماد به نفس یعنی اعتقاد به خودت داشتن. عدم اعتماد به نفس منجر به تفکر به اهداف ضعیف می شود. محدودیت های خود را بنویسید و با کمک گرفتن از اعتماد محدودیت های خود را بشناسید و آنها را آزمایش کنید تا بر مشکلاتان غلبه کنید.

آیا اعتماد به نفس یک مهارت است؟

بله، اعتماد به نفس ناشی از احساس بهزیستی، پذیرش جسم و ذهن شما (عزت نفس شما) و اعتقاد به توانایی، مهارت و تجربه شخصی شما است. اعتماد به نفس صفتی است که بیشتر مردم دوست دارند از آن برخوردار باشند.

یک داستان در مورد مدیر یک شرکت

مدیر شرکتی روی نیمکتی در پارک نشسته بود و سرش را بین دستانش گرفته بود و به این فکر می کرد که آیا می تواند شرکتش را از ورشکستگی نجات دهد یا نه.

بدهی شرکت خیلی زیاد شده بود و راهی برای بیرون آمدن از این وضعیت نداشت. طلبکارها مدام پیگیر بودند. فروشندگان مواد اولیه هم تقاضای پرداخت مطالبات خود را داشتند. ناگهان پیرمردی کنار او روی نیمکت نشست و گفت: به نظر میاد خیلی ناراحتی؟

بعد از شنیدن حرف های مدیر، پیرمرد گفت: من نمیتونم کمکت کنم. نام مدیر را پرسید و یک چک برای او نوشت و داد به دستش و گفت: این پول را بگیر. یک سال بعد همین موقع بیا اینجا و میتونی پولی که بهت قرض دادم را پس بدی. و پیرمرد از آنجا دور شد.

مدیر شرکت در حال ورشکستگی، یک چک 500000 دلاری در دستش دید که جای امضاء جان دی راکفلر داشت، یکی از ثروتمند ترین مردان روی زمین. با خود فکر همین حالا می تواند تمام مشکلات مالی خود را حل کند ولی تصمیم گرفت آن را فعلاً خرج نکند و در جای امنی نگه دارد.

همین که می دانست آن چک را دارد توان تازه ای برای انجام کارهای شرکت پیدا کرده بود. توانست از طلبکاران برای پرداخت بدهیش مهلت بگیرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهی هایش را تسویه کند و بعد از مدتی دوباره روی همان نیمکت نشست. راکفلر آمد، اما قبل از اینکه چک را بخواهد برگرداند و داستان موفقیتش را برای او تعریف کند، پرستاری آمد و راکفلر را گرفت و فریاد زد گرفتمش! بعد به مدیر نگاه کرد و گفت امیدوارم شما را اذیت نکرده باشد. این پیرمرد همیشه از آسایشگاه فرار می کند و به مردم می گوید که راکفلر است!

مدیر تازه فهمید که این پول نبود که شرایط او را تغییر داد؛ بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم برای نجات شرکت را به او داده بود.

افزودن نظر:
CAPTCHA




ورود / عضویت
صفحه اصلی ذهن و دارو سنجش هوش و استعدادیابی کارگاه ها همکاری با مکث طرف های قرارداد تماس با مکث