22006198 021

شخصیت چگونه شکل می گیرد و اصول آن چیست؟

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(39 رای)
شخصیت چگونه شکل می گیرد و اصول آن چیست؟

مجموعه بینش هر فردی، نظام باورها و اعتقادات همراه با صفات، ژنتیک، محیط، یادگیری مشاهده ای و ویژگی ها و رفتارهایی است که در فرد پایدار بوده و شخصیت او را شکل داده است. شخصیت پدیده ای است که در ابتدای زندگی تا 18 سالگی شکل می گیرد. افراد با توجه به شرایط گوناگون امکان دارد که دچار اختلالات شخصیت شوند یا شخصیت سالمی را شکل دهند.

شخصیت به صورت خودکار و ناخودآگاه بسته به شرایط محیطی خود را نشان می دهند. مثلا بعضی افراد دارای ویژگی های شخصیتی مانند غم، شادی، افسرده، وسواسی، نمایشی، خودشیفته، وابسته یا کاریزماتیک هستند. با این ویژگی های جمعی می توان به جمع بندی از یک شخصیت واحد رسید. اما بینش فردی چیست؟ بینش یک انسان، جهان بینی ما به جهان است که بر اساس باورهای ما در جهان خود را به صورت مجموعه ای از صفات خود نشان می دهد که در زیر مجموعه آن هنجارها و ناهنجاری ها شکل می گیرد.

مجموعه صفات و ویژگی پایداری که از ما سر می زند (کاراکتر)، مجموعه ای از ویژگی های باوری و اعتقادی با رفتار و گفتار ما است که بار اجتماعی و چهارچوب آداب و ادب اجتماعی دارد اما خلق و خوی ما یک ریشه شدید ارثی دارد و در شرایط عادی پاسخ و عکس العمل ما می باشد. با توجه به تعریف شخصیت، بهتر است بدانیم انسان تنها موجودی است که باید شدن و بودن خود را بیاموزد.

در واقع گربه برای گربه شدن تلاشی نمی کند، اما انسان باید برای کاریزماتیک بودن و رفتارهای هنجار انسانی تلاش می کند. در تکامل موجودات چه گیاهان و چه حیوانات ماهیت مشخص است و بُعد وجود خود را نشان می دهد اما انسان به این منوال نیست. انسان ابتدا وجود پیدا می کند و بعد ماهیت خود را نشان می دهد.

شکل گیری شخصیت

چگونگی شکل گیری شخصیت

این فرایندی که یک انسان را دارای شخصیت های هنجار انسانی و اجتماعی می کند پرسه طولانی دارد. شکل گرفتن شخصیت و همان تکامل شخصیت معمولا تا 18 سالگی شکل و بعد از آن پخته می شود. شخصیت هر فردی تحت تاثیر واقعیت های حاکم بر هر جامعه ایی و پس از آن بر اساس عقاید شکل گرفته در ذهن هر فرد رشد پیدا می کند. مکانیزم های دفاعی به دلیل ضعف هایی که ممکن است در شخصیت هر فردی باشد (مکانیزم های دفاعی مثل انکار، فرافکنی، جابه جایی)، دلیلی برای آسیب های روانی هم می باشند.

اصول تشکیل دهنده شخصیت

پرسشی که مطرح میشود این است که اصولا شخصیت ما از چه چیزی تشکیل شده است.

  1. ارث
  2. محیط
  3. فطرت و ماهیت انسان (در فطرت بدی وجود ندارد و در حال رشد است)
  4. عامل ژنتیک که ریشه متفاوتی از ارث دارد. ارث ریشه خانوادگی دارد اما ژنتیک به انسان و به نوع انسان ربط دارد. ژنتیک و ارث نیز از عوامل ساخت شخصیت هستند.

مورد دیگر بحث محیط است. مسئله اساسی شکل گیری شخصیت که ما در چه بستری و در چه خانواده ای و در چه محیطی رشد کرده ایم که نقش اساسی در شخصیت و اختلال های شخصیتی نیز دارد و عامل فعالیت ذهنی و یا همان عقل است. اگر بپذیریم که انسان مجموعه ایی از نیرو و توانایی است، ما با مفهوم رشد مبتنی بر جبر هستیم اما عقل پدیده ای است که همه انسان ها از آن بهره برده اند و باید به رشد آن پردازند. عقل آگاهی و دانایی دارد. روابط پنهان و قوانین پنهان جهان را می شناسد و از مفهوم درصد شناخت پیدا می کند.

بنابراین انسانی عاقل است که کارکرد ذهن او با کارکرد جهان انطباق دارد و جدای از هوش است. با این که ارث و محیط که دلیل اصلی شکل گیری شخصیت است، بقیه موارد هم اثرگذار هستند (تا سه سال اول زندگی شخصیت هر فردی شکل می گیرد و پس از آن تغییرات محدودی خواهد داشت).

در تعریف شخصیت اگر ما انسان بدی باشیم، در شرایط بدحال بدتر و با تجربیات تلخ بدی آن را دنبال میکنیم و انسانی با شخصیت بدتری می شویم و هر چه ما فرد خوبی باشیم و در شرایط بد باشیم، دریافتی کمتری از بدی و غرق شدن در بدی خواهیم داشت. در واقع بهتر است بدانیم ما از چه دریچه ایی به خودمان و جهان می نگریم. انسان تنها گیرنده دنیا نیست و مهم دریافتی و تعریف انسان از آنچه که از جهان می بیند است (پردازش انسان از دیده ها). موضوع شخصیت به بینش و نگاه هر فردی از جهان پیرامون خود مربوط است که شخصیت هر فردی را هم می سازد.

اختلال شخصیت

نظریه های بیولوژیکی

رویکردهای بیولوژیکی نشان می دهد که ژنتیک مسئول شخصیت است. در بحث کلاسیک طبیعت در مقابل پرورش، نظریه های بیولوژیکی شخصیت در کنار طبیعت قرار می گیرند. تحقیقات در مورد وراثت پذیری نشان می دهد که بین ژنتیک و ویژگی های شخصیتی ارتباط وجود دارد. مطالعات دوقلو ها اغلب برای بررسی اینکه کدام ویژگی ها ممکن است با ژنتیک و کدام یک ممکن است با متغیرهای محیطی مرتبط باشند، مورد استفاده قرار می گیرند. برای مثال محققان ممکن است به تفاوت ها و شباهت ها در شخصیت دوقلوهایی که باهم بزرگ شده اند در مقابل آن هایی که جدا از هم بزرگ شده اند نگاه کنند.

اختلال در شخصیت به چه معناست؟

اختلال شخصیت به طور کلی عبارت است از تجارب درون ذهنی و رفتاری با دوامی که دور از معیارهای فرهنگی فرد است، نفوذی غیر قابل انعطاف دارد، در طول زمان تغییر نمی کند و باعث ناراحتی فرد و مختل شدن کارکردهایش می شود. اختلال شخصیت اختلالی شایع و مزمن است به طوری که شیوع آن در جمعیت عمومی 10 تا 20 درصد تخمین زده می شود. اختلالات شخصیت صرف نظر از خفیف یا شدید بودن آن ها، تمام جنبه های زندگی و روابط بین فردی را تحت تأثیر خود قرار می دهد.

اختلالات شخصیت از این جهت حائز اهمیت اند که می توانند زمینه ساز سایر اختلالات روانپزشکی مانند مصرف مواد، خودکشی، اختلالات عاطفی، اختلال خوردن و اضطراب شوند و همچنین در نتایج درمانی بسیاری از سندروم های بالینی تداخل نموده و میزان مرگ و میر را در این بیماران افزایش می دهند.

طبقه بندی انواع اختلالات شخصیت

در راهنمای اماری و تشخیصی اختلالات روانی، اختلالات شخصیت به سه دسته تقسیم می شوند:

  • دسته اول اختلالات شخصیت پارانوئید، اسکیزویید و اسکیزوتایپی اند. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب عجیب و غریب به نظر می رسند.
  • دسته دوم عبارت است از چهار اختلال شخصیت ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی و خودشیفته که افرادی نامتعادل و دمدمی مزاج اند.
  • دسته سوم عبارت است از اختلالات شخصیت دوری گزین، وابسته و وسواسی جبری که افراد مبتلا به دسته سوم اغلب مضطرب و هراسان به نظر می رسند. در اینجا به تفصیل در مورد اختلال شخیتی اجتنابی صحبت خواهیم کرد.
/// شماره های تماس ///

اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری گزین

اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری گزینی اختلال شخصیتی است که ویژگی اصلی آن دوری کردن از ارتباط با انسان ها همراه با حساسیت زیاد نسبت به طرد شدن است که ممکن است باعث انزوا و گوشه گیری فرد از جامعه باشد.

فرد مبتلا در شرایط دشواری است، زیرا از یکسو خواهان مراوده با دیگران است و از سوی دیگر نمی تواند به راحتی با مردم ارتباط برقرار کند یعنی این افراد خجالتی هستند اما غیر معاشرتی نیستند و حتی تمایل فراوانی به رابطه داشتن با دیگران دارند ولی دلشان می خواهد که دیگران به آن ها تضمین های محکم و غیر و معمولی بدهند مبنی بر اینکه بدون هیچ گونه خرده گیری و انتقادی آن ها را می پذیرند در واقع این افراد حساسیت زیادی به اینکه ارزیابی منفی شوند دارند.

نحوه تشخیص اختلال اجتنابی چگونه است؟

بارزترین نکته در صحبت کردن با این افراد دیده می شود اضطرابی است که موقع صحبت کردن دارند. بسته به اینکه از طرف مقابل خوششان بیاید یا نه، حرکات عصبی و پرتنش آن ها کم و زیاد می شود. این افراد در مقابل هر گونه اظهارنظری که درموردشان دارید آسیب پذیرند.

از جمله ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت دوری گزین می توان به موارد زیر اشاره کرد. اگر در فرد چهار مورد یا بیشتر از این علائم وجود داشته باشد می توان گفت که دچار این اختلال است.

  • دوری کردن از فعالیت های شغلی که مستلزم تعاملات بین فردی چشمگیری است چرا که از طرد شدن و عدم تایید هراس دارند.
  • تمایلی به برقراری با افراد ندارند مگراینکه مطمئن باشند که دوست داشته می شوند.
  • سعی می کنند ارتباطات صمیمی برقرار نکنند چون ترس از شرمندگی و مورد تمسخر بودن دارند.
  • فکر می کنند در نظر دیگران فردی نالایق، غیرجذاب، بی عرضه و یا پایین تر از دیگران هستند.
  • از بودن در محیط های جدید بازداری می کنند زیرا خود را فردی بی کفایت تصور می کنند.
  • توانایی تصمیم گیری شخصی و به تنهایی را ندارد و از خطر کردن شخصی یا درگیر شدن در هرگونه فعالیت جدید اکراه دارند.

شیوع اختلال اجتنابی

رفتار دوری گزین ممکن است در کودکان نیز دیده شود ولی تشخیص این اختلال شخصیت در دوران کودکی امکان پذیر نیست چرا که خجالت، ترس یا حساس بودن نسبت به انتقاد اغلب بخشی از ویژگی های دوران کودکی و جوانی است. اختلال شخصیت اجتنابی مانند سایر اختلال های شخصیت تنها در بزرگسالی تشخیص داده می شود، زیرا تا پیش از آن شخصیت به طور ثابت تشکیل نشده است و در حال رشد و تغییر است و نشانه های شخصیت اجتنابی می تواند به طور موقت ایجاد شده باشد در حالیکه اختلال شخصیت اجتنابی الگویی ثابت، فراگیر و بلندمدت است.

بر اساس اطلاعات موجود در راهنمای تشخیصی اختلالات روانی، اختلال شخصیت اجتنابی 2 تا 3 درصد از جمعیت عمومی را شامل می شود. این اختلال در زن ها، فرزندان کوچکتر خانواده و افرادی هم که در کودکی بیماری جسمی مزمنی داشته اند شایعتر است.

اصول تشکیل دهنده شخصیت

نوزادانی که مبتلا به مزاج خجالتی تشخیص داده می شوند، استعداد بیشتری در ابتلا به این اختلال را نسبت به سایر نوزادان دارند و همچنین همانند سایر اختلال های شخصیت شدت نشانه ها در دهه چهارم و پنجم زندگی با افزایش سن کاهش می یابد.

روش درمانی اختلال شخصیت اجتنابی چگونه است؟

خانواده درمانی

به دلیل ناآگاهی از نشانه های اختلالات روانی، معمولاً واکنش های اطرافیان و خانواده با این بیماران با تحقیر و تنبیه همراه است دلیل بروز اختلال شخصیت اجتنابی اغلب وجود الگوهای غلط روابط در سیستم خانواده است. بنابراین در صورت اصلاح ارتباطات و الگوهای رفتاری که بین اعضای خانواده بیمار وجود دارد، به عنوان اصلی ترین حامیان فرد مبتلا، خانواده این بیماران می تواند راهی مفید برای مسیر سخت درمان این اختلال باشد.

این نکته بسیار مهم این است که همه نسبت به این بیماری اطلاعات کافی داشته باشند. شما می توانید با صحبت با روانشناسان مرکز مشاوره مکث، به درک کامل از وضعیت خود یا عزیزتان رسیده و بهترین اقدام را برای درمان انجام دهید.

روان درمانی برای این افراد مشروط به این است که بتوان با آن ها رابطه ای اعتماد آمیز ایجاد کرد درمانگر با پذیرش ترس هایی که فرد از طرد شدن دارد به فرد کمک می کند تا از لاک خود بیرون بیاید تا بر آن چیزی که از دید او تحقیر و طرد و شکست جلوه کرده فایق بیاید. درمانگر تمرین هایی به فرد میدهد برای اینکه مهارتهایی که تازه آموخته تمرین کند. استفاده از تمرین جرات آموزی برای افراد دچار این اختلال از روش های انتخابی است جرات آموزی از روش های رفتاردرمانی است که به بیمار می آموزد نیازهای خود را با صراحت بیان کند و اعتماد به نفس خود را ارتقا دهد.

دارو درمانی

دارو درمانی از تدابیری است که برای درمان افسردگی و اضطرابی که همراه این اختلال می آید وجود دارد. در این افراد دارو به خصوص برای زمان های مواجهه با موقعیتی که از آن می ترسند مورد استفاده قرار می گیرد. در دارو درمانی روانپزشک مرکز مشاوره مکث تجویزات لازم را انجام می دهد.

افزودن نظر:
captcha