22006198 021

زندگی نامه آلفرد آدلر

خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(3 رای)
زندگی نامه آلفرد آدلر

یکی از روانشناسان معروف جهان آلفرد آدلر است که امروزه نیز نظریات او مورد توجه می باشد. آدلر در شهر وین اتریش در سال ۱۸۷۰ میلادی چشم به جهان گشود. خانواده آلفرد از ابتدا خانواده ای غنی و ثروتمند در اتریش محسوب می شدند. در سال ۱۹۰۲ جلساتی تحت نظر روانشناس معروف آن زمان فروید با محوریت بحث گروهی در وین برگزار می شد. آلفرد آدلر نیز به طور هفتگی در این جلسات شرکت می نمود و به همین سبب نیز بعد ها به یکی از مخالفان نظریات فروید تبدیل شد.

برای مثال آدلر معتقد بود که مرزی میان خودآگاه و ناخودآگاه انسان وجود ندارد، در صورتیکه نظریه واپس زنی فروید کاملاً برعکس این عقیده می باشد. همچنین فروید معتقد بود که بزرگترین عامل انگیزه انسان برای انجام رفتار های مختلف غریزه می باشد، اما آلفرد آدلر حس ذاتی قدرت طلبی انسان را عامل انگیزه می دانست. بنابراین در سال ۱۹۱۱ آدلر از گروه روانپزشکان وین خارج شده و مکتب شخصی خود که بر اساس روانشناسی فرد نگر پایه ریزی نمود.

نظریه آلفرد آدلر بر میل به شکوفایی و رشد انسان تأکید ویژه ای دارد. در واقع او معتقد بود انسان موجودی هوشمند و خلاق است و همواره به رشد و شکوفایی استعداد هایش تمایل دارد. همچنین او اعتقاد داشت که در این میان احساس حقارت مانع از بروز استعدادها و خلاقیت فردی می شود. بر اساس نظریه آدلر میان جنبه های وجودی انسان و توانایی هایش هماهنگی و هدفمندی گسترده ای وجود دارد.

آلفرد آدلر سبک و شیوه زندگی هر فرد را متأثر از استعداد ها و خلاقیت هایش می دانست و اعتقاد داشت که هر فردی با توجه به تجربیات، استعداد ها و اهدافی که دارد، سرنوشت خود را رقم خواهد زد. در واقع بر اساس عقیده و نظر او افرادی که غیر عادی به نظر می رسند بیمار نبوده و تنها دارای استعدادهای متفاوتی می باشند که باید با امید و شجاعت شکوفا شوند.

نظریات آلفرد آدلر دارای چه ویژگی هایی می باشد؟

نظریات آلفرد آدلر بر اساس چندین ویژگی و احساسات انسانی پایه ریزی می شود. احساساتی مانند برتری، حقارت، روش های زندگی، خودآگاهی اساس نظریات آدلر را می سازند. در ادامه به ارتباط میان این احساسات و نظریات آلفرد آدلر می پردازیم.

زندگی نامه آلفرد آدلر

احساس حقارت و نظریات آدلر

به طور کلی آغاز و پایان روش های روانشناسی آدلر با موضوع حقارت شکل می گیرد. از نظر او احساس حقارت از دو جنبه حائز اهمیت است. یکی به این معنا که انسان ها با احساس ضعف جسمانی و روحی احساس حقارت خواهند کرد و همین حس خود کوچک بینی و حقارت موجب تلاش برای جبران نقص ها و کاستی ها می شود که معمولاً با موفقیت و پیشرفت برای فرد همراه است. دیگر جنبه با اهمیت این است که احساس حقارت خود باعث ایجاد مشکلات روانی و ایجاد تمایل به فرار در افراد خواهد شد. بنابراین حقارت همواره یا موجب فرار از مشکلات می شود و یا اینکه افراد با کمک گرفتن از آن شرایط تحقیر آمیز را تبدیل به فرصتی برای موفقیت خواهند کرد.

ارتباط نظریات آلفرد آدلر با احساس برتری در انسان

همانطور که گفته شد آلفرد آدلر بر حس حقارت در انسان تأکید ویژه ای داشت. از این روی او معتقد بود انسان ها برای از بین بردن احساس حقارت، تلاش فراوان می کنند تا به احساس برتری و منحصر به فرد بودن دست یابند. در واقع انسان ها این تلاش را برای اینکه از دیگر افراد برتر باشند انجام نمی دهند بلکه تلاش میکنند تا احساس برتری نسبت به خود داشته و در جهت سعادتمندی و تکامل قدم بردارند.

نقش روش زندگی در مکتب آدلر

بر اساس نظریه آلفرد آدلر تلاشی که افراد برای جبران حس حقارت و رسیدن به حس برتری در زندگی خود انجام می دهند، روش و شیوه زندگی آنها را شکل می دهد که برای هر فرد متفاوت و انحصاری می باشد. وی معتقد بود که افراد با تلاش برای برتر بودن و جبران حس حقارت خود به توانایی ها و ویژگی های تازه تری دست می یابند که سبک و شیوه زندگی آنها را تغییر می دهد.

مفهوم جبران مفرط نیز برای اولین بار توسط آلفرد آدلر مطرح شد. جبران مفرط به معنای انکار یک نقص یا تلاشی افراطی برای پنهان کردن آن نقص می باشد. آدلر برای جبران مفرط دو حالت را تعریف نمود. او اعتقاد داشت عده ای برای انکار نقص خود در بیان احساس ضعف اغراق فراوانی می کنند و عده ای دیگر برای پنهان نمودن نقص های خود، نوعی از حالت خود شیفتگی و خود برتر بینی را از خود به نمایش می گذارند.

ضمیر خود آگاه و ناخود آگاه از نظر آدلر

بر خلاف فروید، آدلر معتقد بود که ضمیر خود آگاه انسان نقش بسیار پر رنگ تری را نسبت به ضمیر ناخود آگاه در تصمیمات و زندگی وی ایفا می کند. در واقع از نظر آلفرد آدلر هر فردی نسبت به خود و چگونگی رفتار هایش آگاهی کامل دارد.

آلفرد آدلر

آدلر و ذات اجتماعی انسان

بر اساس عقیده آدلر انسان موجودی ذاتاً اجتماعی معرفی شده است. زیرا از بدو تولد احساس اجتماعی بودن را با خود به همراه دارد و تا آخر عمر به آن علاقه مند است. در واقع همین حس اجتماعی بودن است که به انسان جرات رقابت و برتر انگاری را القا می کند.

هدف و نتیجه زندگی از نگاه آلفرد آدلر

نظر آدلر در مورد هدف و نهایت زندگی به روانشناس معروف «یونگ» شباهت بسیاری دارد. او معتقد است که آینده انسان ها تعیین کننده رفتار ها و اعمال آنها در زمان حال می باشد. البته آدلر گذشته را نیز بی تأثیر نمی داند اما برخلاف فروید در نظریات خود اهمیت کمتری برای گذشته قائل می شود و نقش آینده را در رفتار انسان پر رنگ تر میداند.

«خود خلاق» در مکتب آدلر به چه معنا است؟

برخی روانشناسان مشهور از جمله فروید و یونگ بر این باور بودند که ضمیری غیر هوشمند یا تجربیات گذشته انسان تعیین کننده بخش بزرگی از تصمیمات و رفتار های او است. اما آلفرد آدلر بر این باور بود همواره انسان نسبت به رفتار خود هوشمند است و می تواند اهداف خود را به راحتی انتخاب کند. او نام این ویژگی انسان که در مرکز شخصیت هر فرد گنجانده شده را «خود خلاق» نامید.

با نگاهی به نظریات و اعتقادات این روانشناس و تراپیست مشهور متوجه خواهیم شد که او انسان را موجودی بسیار هوشمند تر، خاص تر و عاقل تر از آنچه که روانشناسان پیش از او توصیف می کردند میداند. امروزه نیز گویی ارتباط نزدیکتری میان نظریات آدلر و انسان هوشمند دیده می شود.

افزودن نظر:
captcha